افرادی که ویژگیهای شخصیتی افسرده دارند، تمایل دارند تجربیات خود را حول موضوعات مسئولیت، خودانتقادی، و آگاهی مداوم از دشواریهای زندگی سازماندهی کنند. هنگامی که این ویژگیها پایدار شوند و به شدت بر روابط، ارزیابی خود، و لحن خلقی تأثیر بگذارند، الگویی را تشکیل میدهند که اغلب به عنوان سبک شخصیتی افسرده توصیف میشود. این الگو باید از اختلالات افسرده اپیزودیک متمایز شود، که در آن تغییرات خلقی به صورت حادتر ایجاد میشوند و ممکن است در طول زمان به طور قابل توجهی نوسان کنند. در دیدگاه تکاملی بیوپسیکوسوشیال که توسط تئودور میلون توسعه یافته است، شخصیت افسرده بازتابدهنده جهتگیری فروخورده و خوداندیشانهای نسبت به زندگی است که در آن احتیاط، وجدانگرایی، و جدیت اخلاقی به عنوان ابزارهای اصلی فرد برای پیمایش جهان عمل میکنند.
فرض مرکزی زیربنای این سبک این است که زندگی ذاتاً پرتقاضا است و نقصهای شخصی باید از طریق تلاش و مسئولیتپذیری شناخته و اصلاح شوند. موفقیتها اغلب به عنوان موقتی یا ناقص در نظر گرفته میشوند، در حالی که اشتباهات وزن روانشناختی قابل توجهی دارند. این دیدگاه لزوماً در هر لحظه به ناامیدی منجر نمیشود، بلکه گرایش مزمنی به ارزیابی soberانه خود و شرایط را پرورش میدهد. فرد اغلب باور دارد که هوشیاری در برابر رضایت از خود برای حفظ integrity و اجتناب از ناامیدی ضروری است.
از نظر رفتاری، شخصیتهای افسرده تمایل دارند جدی، محتاط، و عمدی ظاهر شوند. گفتار ممکن است سنجیده و متفکرانه باشد و عادت فرد به بررسی پیامدهای آنچه میگوید را منعکس کند. فعالیتها با وجدانگرایی و اغلب با حس قوی وظیفه انجام میشوند. مسئولیتها نسبت به کار، خانواده یا جامعه جدی گرفته میشوند و فرد ممکن است حتی زمانی که انرژی شخصی محدود است، تلاش قابل توجهی برای履行 تعهدات انجام دهد. به دلیل این جهتگیری اخلاقی قوی، افراد افسرده اغلب توسط دیگران به عنوان قابل اعتماد، dependable و دارای پایه اخلاقی محکم دیده میشوند.
ویژگی رفتاری قابل توجه، گرایش به خودنظارتی است. فرد اغلب درباره تصمیمها و اقدامات گذشته تأمل میکند با هدف شناسایی اشتباهات یا نقصهای احتمالی. هرچند این عادت تأملی میتواند یادگیری و مسئولیتپذیری را تقویت کند، ممکن است همچنین باعث rumination بیش از حد شود. اشتباهات جزئی یا شکستهای ادراکشده ممکن است بارها و بارها در افکار فرد مرور شوند و احساس ناکافی بودن یا پشیمانی را تقویت کنند. در طول زمان این الگو میتواند به حس پایدار این که فرد به اندازه کافی انجام نداده است یا به استانداردهای مورد انتظار نرسیده است، کمک کند.
از نظر بینفردی، شخصیتهای افسرده اغلب وفاداری و نگرانی نسبت به دیگران نشان میدهند. آنها تمایل دارند روابط را جدی بگیرند و ممکن است حس قوی مسئولیت نسبت به благополучие افراد نزدیک به خود احساس کنند. با این حال، ابراز محبت گاهی با modesty یا restraint تعدیل میشود. تعریفها یا ستایشهای دیگران ممکن است کمارزش شمرده یا منحرف شوند، زیرا فرد اغلب باور دارد که شناخت دریافتی شایسته یا اغراقشده نیست. گاهی این modesty میتواند باعث شود دیگران سهمها یا نیازهای عاطفی فرد را دستکم بگیرند.
از نظر شناختی، سبک افسرده با گرایش به تفسیر خودانتقادی تجربه مشخص میشود. رویدادها اغلب از لنز مسئولیت شخصی ارزیابی میشوند. هنگامی که مشکلات ایجاد میشوند، فرد ممکن است ابتدا بپرسد که چه کار دیگری میتوانسته انجام دهد به جای آنکه شرایط خارجی را در نظر بگیرد. این جهتگیری بازتابدهنده حس اخلاقی قوی است اما میتواند الگوی attribution skewed ایجاد کند که در آن فرد حتی زمانی که رویدادها عمدتاً خارج از کنترل او بودهاند، تقصیر را میپذیرد. نتایج مثبت ممکن است به شانس یا حمایت خارجی نسبت داده شوند، در حالی که نتایج منفی به عنوان شواهدی از نقص شخصی تفسیر میشوند.
از نظر عاطفی، شخصیتهای افسرده اغلب لحن خلقی فروخوردهای را تجربه میکنند که با جدیت و دروننگری مشخص میشود. احساسات غم یا دلسردی ممکن است به صورت دورهای، به ویژه در زمانهای استرس یا loss رخ دهند. با این حال، منظره عاطفی به طور یکنواخت تیره و تار نیست. بسیاری از افراد لحظاتی از رضایت آرام را تجربه میکنند که از履行 مسئولیتها یا کمک معنادار به زندگی دیگران ناشی میشود. آنچه الگو را متمایز میکند نه شدت غم، بلکه حضور مداوم شک به خود و گرایش به پیشبینی ناامیدی است.
از نظر تکاملی، ویژگیهای شخصیتی افسرده اغلب با محیطهای اولیه مرتبط هستند که بر مسئولیت، انضباط اخلاقی، یا حساسیت به نیازهای دیگران تأکید داشتند. برخی افراد ممکن است در زمینههایی بزرگ شده باشند که در آن تأیید به شدت با دستاورد یا خویشتنداری مرتبط بود. دیگران ممکن است شرایطی را تجربه کرده باشند که آنها را ملزم به承担 مسئولیتها زودتر از همسالان میکرد و حس وظیفه و جدیت heightened را پرورش میداد. عوامل خلقی مانند حساسیت به انتقاد و وجدانگرایی قوی ممکن است این adaptation را بیشتر تقویت کنند.
در چارچوب توصیفی مرتبط با تئودور میلون، تغییرات سبک افسرده ممکن است بسته به ویژگیهای شخصیتی اضافی ظاهر شوند. برخی افراد گونه عمدتاً خودانتقادی را نشان میدهند که در آن احساسات ناکافی بودن و پشیمانی به ویژه برجسته هستند. دیگران شکل dutifulتری را نشان میدهند که در آن مسئولیت و جدیت اخلاقی بر شخصیت مسلط هستند. الگوی سوم شامل لحن melancholic است که با غم آرام و withdrawal تأملی از محیطهای اجتماعی بسیار stimulating مشخص میشود. این تغییرات جهتگیری مشترکی به سمت دروننگری و ارزیابی اخلاقی دارند، هرچند در تأکید عاطفی متفاوت هستند.
در روابط، افراد افسرده اغلب ثبات و مراقبت وجدانگرا ارائه میدهند. تمایل آنها به承担 مسئولیت و توجه به نگرانیهای عملی میتواند آنها را به شرکا، دوستان و همکاران ارزشمند تبدیل کند. دشواریها عمدتاً زمانی ایجاد میشوند که خودانتقادی باعث شود فرد مسئولیت بیش از حد برای مشکلات درون رابطه بپذیرد. شرکا ممکن است نگران گرایش فرد به کمارزش کردن سهمهای خود یا عذرخواهی مکرر برای نقصهای ادراکشده شوند. روابط حمایتی اغلب زمانی توسعه مییابند که دیگران integrity فرد را بشناسند در حالی که به آرامی ارزیابی متعادلتری از خود را تشویق کنند.
عملکرد شغلی اغلب قابل اعتماد و一致 است. شخصیتهای افسرده اغلب در نقشهایی که نیازمند persistence، توجه به جزئیات، و قضاوت اخلاقی هستند، عملکرد خوبی دارند. زمینههایی شامل مراقبت، آموزش، پژوهش، یا خدمت عمومی ممکن است از dedication و وجدانگرایی آنها سود ببرند. چالشها ممکن است زمانی ایجاد شوند که محیطها نیازمند خودترویجی مداوم یا adaptation سریع به نتایج نامطمئن باشند. در چنین تنظیماتی فرد ممکن است در ابراز دستاوردهای شخصی تردید کند یا بیش از حد درباره اشتباهات احتمالی نگران شود.
درگیری درمانی با شخصیتهای افسرده معمولاً بر بازسازی الگوهای ارزیابی خود تمرکز دارد. از آنجا که بسیاری از افرادی که این سبک را دارند، صداقت و مسئولیت را ارزشمند میدانند، درمان اغلب از طریق کاوش دقیق این که تفسیرهای خودانتقادی چگونه توسعه یافتهاند و چگونه بر زندگی حال حاضر تأثیر میگذارند، پیش میرود. رویکردهای شناختی ممکن است به فرد کمک کنند فرضیات خودکار درباره تقصیر و ناکافی بودن را بررسی کند. در طول زمان فرد ممکن است یاد بگیرد که دستاوردها و نقاط قوت را با همان جدیت که قبلاً به شکستهای ادراکشده اعمال میکرد، بشناسد.
پیشآگهی برای الگوهای شخصیتی افسرده به طور کلی زمانی favorable است که افراد آگاهی بیشتری از عادتهای تفسیری خود به دست آورند. رشد اغلب شامل توسعه دیدگاهی متعادلتر است که در آن مسئولیت و humility حفظ میشوند در حالی که سرزنش بیش از حد خود به تدریج کاهش مییابد. روابط و محیطهای حمایتی که سهمهای فرد را تأیید میکنند میتوانند این تغییر به سمت خودنگری سالمتر را تقویت کنند.
در زبان روزمره، سبک شخصیتی افسرده بازتابدهنده شخصیتی است که توسط جدیت، مسئولیت، و تلاش مداوم برای مطابقت با ideals شخصی شکل گرفته است. زندگی با احتیاط متفکرانه به جای optimism exuberant approached میشود. این جهتگیری میتواند integrity، همدلی، و dedication را پرورش دهد، با این حال ممکن است ظرفیت فرد برای شناخت ارزش خود را نیز محدود کند. با تأمل و تشویق، بسیاری از افراد یاد میگیرند که شناخت نقاط قوت و دستاوردها humility را تضعیف نمیکند بلکه اجازه میدهد طبیعت وجدانگرای آنها در چارچوب درک compassionatelyتری از خود شکوفا شود.
منابع
میلون، تی. (۱۹۶۹). Modern psychopathology: A biosocial approach to maladaptive learning and functioning. Saunders.
میلون، تی. (۱۹۸۱). Disorders of personality: DSM-III, Axis II. Wiley.
میلون، تی. (۱۹۹۶). Disorders of personality: DSM-IV and beyond (ویرایش دوم). Wiley.
میلون، تی.، و دیویس، آر. دی. (۱۹۹۶). Disorders of personality: DSM-IV and beyond. Wiley.
میلون، تی.، میلون، سی. ام.، میاگر، اس.، گروسمن، اس.، و رامنات، آر. (۲۰۰۴). Personality disorders in modern life (ویرایش دوم). Wiley.
میلون، تی.، گروسمن، اس.، میلون، سی.، میاگر، اس.، و رامنات، آر. (۲۰۰۴). Personality disorders in modern life (ویرایش دوم). Wiley.