توسط مایکل پیرس، دانشجوی دکتری، نویسندهٔ Motes and Beams: A Neo-Jungian Theory of Personality
مارشال میدانی، مدیر اجرایی و رهبر – اینها برخی از لقبهایی است که برای ENTJ دیدهام، یکی از شخصیتهای بدنامتر در جامعهٔ یونگی. نماد پذیرفتهشدهترین برای ENTJ ناپلئون بناپارت است که قرار است کلیشهٔ فرد بسیار باانگیزهای را نشان دهد که همیشه میخواهد مسئول باشد، مخالفانش را فریاد میزند و بليتزkriegهای بلند و قدرتمند علیه دشمنانش رهبری میکند؛ یک ژنرال ارتش کاریزماتیک یا مدیرعامل بیرحم. و همراه با این توصیفها، ENTJ اغلب به صورت طبیعی تنومند در جثه، فرمانده در ظاهر و به طرز خطرناکی bossy در رفتار دیده میشود. این کلیشه، به نظر من، یک قطبنما است که به جهت درست اشاره میکند، اما سفر واقعی به درون این شخصیت هنوز آغاز نشده است.
بیایید تجزیه کنیم که چه چیزی ENTJ را از نظر عملکردی تشکیل میدهد.
آنها نوعی Judging هستند، به این معنا که ترجیح میدهند judging برونگرا و perceiving درونگرا داشته باشند. این یعنی آنها معیارهای قضاوت خود را بر اساس اطلاعات عینی بیرونی پایهریزی میکنند، در حالی که اطلاعات و تجربیات ذهنی خود را صرفاً مشاهده و جذب میکنند. میتوان گفت که آنها نسبت به دنیای بیرون تهاجمیتر و نسبت به تجربهٔ درونی خود پذیرندهتر هستند.
راه ترجیحی آنها برای انجام این کار از طریق تفکر برونگرا و شهود درونگرا است. تفکر برونگرا استقرایی است. آن نتیجهگیریهایی را بر اساس دادههای عینی شکل میدهد که سپس به طور تهاجمی تلاش میکنند آنها را برآورده کنند. در همین حال، شهود درونگرا تأملبرانگیز است، به این معنا که علاقهٔ واقعی به واقعیت ندارد، بلکه امکانات ایدهها را درون ذهن خود ادراک میکند و ایدهها، نظریهها و درکهای فکری جذابتر و لذتبخشتر را بیشتر و بیشتر توسعه میدهد.
سوم، آنها بسیار شبیه به INTJ هستند؛ هر دو Te و Ni را ترجیح میدهند. با این حال، ENTJ Te را بیش از Ni ترجیح میدهد. با وجود این، آنها در برخی معنا همان نوع هستند، یا حداقل انواع خواهر. من شخصاً دوست دارم انواع NTJ را «Trailblazer» بنامم، زیرا هر دو ایدهها و درکهای compelling از جهان را توسعه میدهند و سپس تلاش میکنند این visions را تا حد ممکن کارآمد و مؤثر به انجام برسانند. البته، «Trailblazer» صرفاً یک لقب است تا به من کمک کند طبیعت NTJ را به خاطر بسپارم و به این معنا نیست که NTJها لزوماً خلاقتر یا جلوتر از زمان خود نسبت به سایر شخصیتها هستند یا احتمالاً شغلی را انتخاب کنند که به آنها اجازه دهد چنین باشند.
ENTJ بنابراین، یک «Trailblazer» است که برای او دادههای عینی و نتیجهگیریهای ناشی از آن اهمیت و علاقهٔ بیشتری نسبت به ادراکها و تفکرات ذهنی دارد. آنها عمدتاً نگران برآورده کردن تعهدات منطقی تعیینشدهٔ خود به منظور کسب کنترل بر محیطشان هستند.
کلمهای که مفیدترین یافتهام برای توصیف ENTJ «subjugation» است. این کلمه قطعاً بار منفی دارد که نمیخواهم آن را القا کنم. در حالی که INTJ «اراده به قدرت» را نشان میدهد، تمایلی به کنترل محیط از طریق درک آن، ENTJ حتی بیش از آن به این «اراده به قدرت» concern دارد و تمایل دارد محیط خود را از طریق هر وسیلهٔ مناسب کنترل کند، که درک ابزار اصلی برای این هدف است. بنابراین، دلیل استفاده من از کلمهٔ «subjugation» این نیست که ENTJ آرزو دارد پیروزمندانه بر بالای بدنهای بیهوش همهٔ دیگران بایستد یا نقش برادر بزرگ را بازی کند، بلکه به این دلیل است که ENTJ، مانند ESTJ، میخواهد اطمینان حاصل کند که محیطش نمیتواند بر او foothold پیدا کند، که او تا حد ممکن کنترل و قدرت بر زندگی خود به دست آورده است تا نتواند توسط آنها overtaken شود و تا بتواند آنچه را که میداند باید انجام شود، به انجام برساند. اما در حالی که Si در ESTJ این کار را از طریق حس مسئولیت به منظور مواجهه با آیندهای نامطمئن انجام میدهد، Ni در ENTJ بیشتر به آینده اعتماد دارد و تمایل دارد با گام برداشتن جسورانه به درون آن، مخالفان خود را خرد کند.
این اصل subjugating محیط به ENTJ دو ویژگی متمایز میدهد: لذت بردن او از رهبری و brutality او در combat.
در حالی که ENFJ به دنبال جایگاههای بالا است تا بتواند به احساسات مخاطبان بزرگتر appeal کند، ENTJ به دنبال جایگاههای بالا است تا بتواند کنترل بهتری بر محیط خود داشته باشد. visions نی ENTJ میتواند احساس قوی به او بدهد که او واقعاً آنچه را که در جهان در حال رخ دادن است میبیند و چگونه میتواند امور را از standpoint مکانیکی و کارآمد بهتر کند. موقعیتهای رهبری است که به ENTJ اجازه میدهد این visions را به fruition برساند. این به این معنا نیست که ENTJ لزوماً lust برای قدرت یا تمایل به همیشه فرمان دادن به دیگران را نشان میدهد، بلکه به این معنا است که ENTJ بسیار لذت میبرد و اغلب آرزو دارد که calling the shots را انجام دهد. برای مثال، یک بار یک ENTJ به من اختصاص داده شد تا در یک پروژه به من کمک کند. او قبلاً تجربهٔ بیشتری در زمینه داشت، اما من تجربهٔ بیشتری با این پروژهٔ خاص داشتم، و بنابراین او بیش از خوشحال بود که اجازه دهد من رهبری برنامهریزی و گزارشدهی را بر عهده بگیرم. با این حال، پس از یک هفته یا بیشتر او راههایی را که احساس میکرد امور میتواند بسیار کارآمدتر شود، حذف fluff، streamline فرآیند ما و بسیار productiveتر باشد، اعلام کرد و با ادب از من اجازه خواست که رهبری در این زمینهها را بر عهده بگیرد تا ایدههایش را امتحان کند. ENTJ به ادعای ژولیوس سزار به خوبی relate دارد: «ترجیح میدهم اول در یک روستا باشم تا دوم در رُم.» این به این دلیل است که ENTJ میتواند بسیار بیقرار شود وقتی قدرت کافی برای تغییر امور ندارد، خلاصه، وقتی محیط شروع به اعمال قدرت بر او میکند، به جای برعکس. ENTJ بسیار از این احساس متنفر است. ENTJ میتواند بسیار حساس به ناسازگاریهای منطقی و ناکارآمدیهای دیگران باشد و اگر نتواند مشکل را اصلاح کند، آشفته شود.
روش ENTJ من برای اصلاح چنین مشکلاتی forceful بود؛ او میخواست مستقیم به اصل مطلب برود، تعیین کند که نقطهٔ B چیست و تا حد ممکن مؤثر به آنجا برسد. اگر جلسات از مسیر خارج شوند، باید به طور forceful به مسیر بازگردانده شوند. اگر زمان استراحت ما خیلی طولانی شود، او بسیار مضطرب میشد و میخواست به کار بازگردد. اگر کسی یا چیزی در حال تبدیل شدن به obstacle بود، غریزهٔ اول او این بود که آن را break کند، تکیهگاههای آن را با یک ضربهٔ تمیز از وسط نصف کند؛ خوشبختانه، او میدانست که این باید به شیوهای مناسب انجام شود. اما این ایدهٔ شکستن opposition است که برای شخصیت ENTJ حیاتی است. این در INTJ نیز وجود دارد، اما فقط به صورت ثانویه. ENTJ میخواهد opposition خود را snap کند، آنها را کاملاً خرد کند، بدون هیچ جایی برای اینکه آنها بتوانند قدرت یا foothold بر ENTJ به دست آورند. از اینجا brutality بدنام ENTJ در combat ناشی میشود. این اغلبترین حالت در بحث دیده میشود، جایی که ENTJ به طور طبیعی offensive قوی میگیرد، عملاً با reasoning خود به حریف حمله میکند و تلاش میکند plausibility دیدگاه او را کاملاً break down کند. ENTJ برای برنده شدن میجنگد و این به brutality strident خاصی در برابر opposition ترجمه میشود.
از نظر اجتماعی، ENTJها اغلب به این شکل strident و energetic به نظر میرسند، اما نه کاملاً تسلیم آن. پویایی جالبی بین dynamism تفکر برونگرا و contemplation شهود درونگرا وجود دارد و ENTJهایی دیدهام که بیشتر یکی از این جنبهها یا دیگری را نشان دادهاند، در حالی که همچنان ENTJ واقعی با ترجیح باقی ماندهاند. نوعی ممکن است شبیه به ENFJ منطقیتر و sharpتر اما همچنان energetic به نظر برسد؛ نوع دیگر بسیار شبیه به INTJ به نظر میرسد و اغلب به اشتباه به عنوان آن تست شود، اما علیرغم نگرش calmer و quieter همچنان striving بیشتری و واضحتری برای رهبری و قدرت نسبت به INTJ نشان میدهد، که اغلب ترجیح میدهد تنها کار کند، از پشت صحنه strings را بکشد و افراد را تنها به عنوان وسیلهای برای vision خود رهبری کند. ENTJ اما، رهبری افراد را فعالیت لذتبخشتری مییابد و مشکلی با نشان دادن کنترل obvious ندارد. برای ENTJ vision همیشه ثانویه نسبت به manifestation قدرت است.
عملکرد tertiary ENTJ Se است و این کنتراست مشابهی بین INTJ و ENTJ ایجاد میکند همانطور که بین INFJ و ENFJ ایجاد میکند، به این معنا که ENTJ رابطهٔ بهتری با facts و واقعیت واقعی دارد. آنها هم perception تأملبرانگیز از امکانات درونی و هم perception واضح از وضعیت فعلی امور را دارند. به این دلیل ENTJ در کار کردن در real time راحتتر است و با تغییرات در اینجا و اکنون سازگار میشود. در حالی که INTJ میخواهد از interference در manifestation vision خود جلوگیری کند، ENTJ تقریباً به این اندازه concern ندارد و حتی ممکن است challenge تغییرات و مشکلات real time را welcome کند تا بتواند strategic prowess و flexibility خود را نشان دهد. آنها همچنین راحتتر و آشنا با زندگی کردن به fullest هستند و حداقل difficulty INTJ با لذتهای real time را نشان نمیدهند.
با این حال، Achilles heel ENTJ، مانند ESTJ، Fi سرکوبشدهٔ اوست. اگر Te را به عنوان bulldozer و Fi را به عنوان protestor تصور کنیم، آنگاه bulldozer ENTJ protestorها را بدون mercy زیر میگیرد. این میتواند مشکل جدی برای ENTJ به دو دلیل باشد. اول، مانند ESTJ، ENTJ میتواند در قدردانی یا در نظر گرفتن ارزشهای عاطفی دیگران در اهداف خود difficulty داشته باشد. این به brutality ENTJ در combat نسبت داده میشود، زیرا او عملکردی را سرکوب میکند که normally ارزش sentimentality درونی را میدهد. این حتی، اگر unchecked بماند، میتواند sadistic شود، به این معنا که ENTJ difficulty دارد بفهمد که آیا بیش از حد aggressive شده و در واقع به مردم آسیب میرساند. دوم، ENTJ میتواند numbness مشابه و شاید حتی prevalentتر و خطرناکتری نسبت به ارزشهای شخصی خود داشته باشد. ENTJ میتواند با پیدا کردن اینکه واقعاً چه میخواهد struggle کند. او میداند چه چیزی objectively logical است و چگونه از نقطهٔ A به B برسد، اما ممکن است terribly lost شود اگر متوجه شود که واقعاً نمیداند خودش چه میخواهد. معمولاً ENTJ بر هدف خود تمرکز میکند، اما توسط حس background، repressed و بنابراین remarkably naïve از ارزشهای شخصی fuel میشود، گویی که یک سیستم ارزش Fi clichéd را در یک شب ground کرده تا بتواند تمام توجه خود را بر وظیفهٔ بسیار satisfyingتر Te متمرکز کند. برای مثال، اگر از یک ENTJ بپرسید که خودش چه چیزی را ارزشمند میداند، پاسخ نهایی او احتمالاً مفهوم مبهم و undevelopedای از عدالت، یا حقیقت، یا خیر بزرگتر خواهد بود، یک placeholder sentiment ساختهشده برای ارضای psyche او. اما وقتی زمانی میرسد که ENTJ باید ارزشهای خود را reassess کند، مثلاً وقتی نمیتواند logically تعیین کند که حرکت بعدی او باید چه باشد، وقتی تنها به preference او واگذار شده که نقطهٔ B بعدی او باید چه باشد، آنگاه این placeholder بیارزش است و این lack of direction میتواند به confusion یا حتی personal crisis منجر شود.
بنابراین، در خلاصه، ENTJ subjugating است، به دنبال کنترل بر محیط خود از طریق کسب رهبری و brutality در برابر opposition. Se tertiary او به او رابطهٔ واضح با رویدادهای real time و adaptability به شرایط متغیر میدهد؛ با این حال، Fi سرکوبشدهٔ او میتواند او را به طور خطرناکی numb نسبت به ارزشهای شخصی دیگران یا ارزشهای خود کند.
ممنون که تماشا کردید، و برای همهٔ ENTJها در آنجا، ممنون که شجاعت و قدرت برای شکستن موانع در مسیر دستاوردهای بزرگ را دارید.
این قطعه را به صورت ویدیو اینجا تماشا کنید.