افرادی که ویژگیهای شخصیتی سادیستیک دارند، یا اختلال شخصیت سادیستیک زمانی که این الگوها فراگیر، انعطافناپذیر و باعث آسیب بینفردی قابل توجه یا اختلال عملکرد شخصی شوند، جهان روانشناختی خود را حول کسب لذت، هیجان یا حس قدرت از سلطه، تحقیر، رنج یا کنترل دیگران سازماندهی میکنند. در چارچوب تکاملی تئودور میلون، این پیکربندی با یک گونه افراطی از квадран «فعال-خود» همخوانی دارد که detachment ضداجتماعی را با جهتگیری فعال نسبت به ایجاد درد یا تحت سلطه درآوردن ترکیب میکند. در حالی که قاطعیت و رقابت سالم میتواند شامل سلطه بدون cruelty باشد، الگوهای سادیستیک سلطه را به لذت بردن از پریشانی دیگران تبدیل میکنند که اغلب از طریق ابزارهای فیزیکی، عاطفی، کلامی یا روانشناختی ابراز میشود.
انگیزه اصلی صرفاً پرخاشگری یا شکست در مدیریت خشم نیست. آن تجربه کسب رضایت از مشاهده یا ایجاد رنج است. این افراد زمانی که بتوانند دیگران را به درماندگی، ترس، شرم یا درد کاهش دهند، بیشتر احساس زنده بودن، قدرتمندی یا امنیت میکنند. باور زیربنایی چیزی شبیه به این است: «با رنجاندن یا تسلیم کردن دیگران، قدرت خود را اثبات میکنم، محیطم را کنترل میکنم و آسیبپذیری خودم را دفع میکنم.» لذت مستقیماً از خود عمل سلطه ناشی میشود، چه از طریق ارعاب، tease کردن شبیه شکنجه، تحقیر سیستماتیک یا خشونت آشکار. همدلی معکوس شده یا غایب است؛ پریشانی قربانی به جای اینکه بازدارنده باشد، به منبع برانگیختگی یا رضایت تبدیل میشود.
میلون پروتوتایپ را در چندین حوزه کلیدی توصیف کرده است.
رفتاری، آنها اقدامات cruel، تحقیرآمیز و تنبیهی نشان میدهند. دیگران را علناً یا خصوصی تحقیر میکنند، برای تخلفات جزئی مجازاتهای شدید اعمال میکنند، از tease کردن طولانی که به شکنجه تبدیل میشود لذت میبرند و اغلب در تاکتیکهای bullying، hazing یا کنترل سوءاستفادهگر شرکت میکنند. پرخاشگری فیزیکی ممکن است شامل کتک زدن، مهار کردن یا ایجاد درد تحت پوشش انضباط، بازی یا مجازات باشد. آنها از مشاهده واکنشهای ترس، اشک یا تسلیم رضایت میبرند.
بینفردی، روابط با سلطه و بهرهکشی همراه با لذت بردن از رنج مشخص میشوند. شرکا، کودکان، کارکنان یا زیردستان به هدف کنترل تبدیل میشوند. آنها از ارعاب، تهدید، sarcasm، انتقاد یا محرومیت استفاده میکنند تا دیگران را نامتعادل و مطیع نگه دارند. پویاییهای جنسی اغلب شامل coercion، تحقیر یا عناصر غیرتوافقی است که در آن ناراحتی شریک برانگیختگی را افزایش میدهد. ممکن است بین charm و cruelty متناوب شوند تا قدرت را حفظ کنند، اما موضع زیربنایی یکی از برتری از طریق کوچک کردن دیگران است.
شناختی، تفکر سفتوسخت، اقتدارگرا و سنگین از توجیه است. جهان را سلسلهمراتبی میبینند که خودشان در بالا قرار دارند و حق دارند از طریق زور یا ترس نظم را اعمال کنند. cruelty را به عنوان انضباط لازم، retribution شایسته یا tough love توجیه میکنند. قربانیان به خاطر تحریک پاسخ یا ضعیف بودن سرزنش میشوند. استدلال اخلاقی تحریف شده است؛ آسیب به دیگران به عنوان شخصیتسازی، سرگرمی یا fair play بازتعریف میشود.
عاطفی، affect حول هیجان یا رضایت آرام در طول سلطه متمرکز است. خشم ممکن است رفتار را سوخترسانی کند، اما دستاورد حس triumph،活力 یا برانگیختگی جنسی مرتبط با کنترل و رنج است. guilt بسیار کم یا غایب است؛ remorse، زمانی که ادعا شود، معمولاً ابزاری برای اجتناب از عواقب است. boredom یا emptiness زمانی ظاهر میشود که فرصتهای سلطه محدود باشد و باعث تشدید یا جستجوی اهداف جدید میشود.
این الگو اغلب در محیطهای اولیه سوءاستفاده شدید، والدگری اقتدارگرایانه harsh یا مواجهه با مدلهای cruelty ریشه دارد. کودکانی که خود قربانی شدهاند ممکن است با aggressor برای استراتژی بقا شناسایی کنند و این را درونی کنند که قدرت برابر است با ایمنی و لذت از معکوس کردن نقشها ناشی میشود. به طور جایگزین، overindulgence همراه با عدم مدلسازی همدلی میتواند entitlement به کنترل بدون توجه به درد دیگران را پرورش دهد. عوامل خلقی مانند پرخاشگری بالا و پاسخ ترس پایین با این تجربیات تعامل میکنند تا adaptation سادیستیک را تثبیت کنند.
میلون و توصیفات بالینی مرتبط چندین subtype یا variation را ترسیم میکنند.
نوع explosive سادیستیک outbursts ناگهانی cruelty را نشان میدهد که توسط frustration یا چالش ادراکشده تحریک میشود. آنها بیشتر اوقات controlled به نظر میرسند اما زمانی که سلطه تهدید شود به tiradeهای کلامی، حملات فیزیکی یا اعمال destructive منفجر میشوند.
نوع enforcing سادیستیک موضع سفتوسخت و اقتدارگرا اتخاذ میکند، اغلب در نقشهایی مانند والد، رئیس، مربی یا مقام authority. قوانین سختگیرانه اعمال میکنند و از مجازات تخلفات رضایت میبرند و harshness خود را به عنوان وظیفه اخلاقی یا toughness لازم میبینند.
نوع demeaning سادیستیک بر humiliation روانشناختی به جای آسیب فیزیکی تمرکز دارد. آنها در sarcasm برنده، shaming عمومی، put-downهای subtle یا tease کردن طولانی که اعتمادبهنفس را فرسایش میدهد مهارت دارند و از فرسایش آهسته اعتمادبهنفس بیشتر از خشونت آشکار لذت میبرند.
نوع sexual سادیستیک cruelty را در زمینههای intimate یا sexual متمرکز میکند. آنها برای برانگیختگی به ترس، درد یا تحقیر شریک نیاز دارند و اغلب در اعمال توافقی یا غیرتوافقی شامل bondage، humiliation یا ایجاد ناراحتی شرکت میکنند.
نوع malignant سادیستیک به شدت با ویژگیهای antisocial شدید و paranoid همپوشانی دارد. آنها بهرهکشی callous را با suspicion paranoid و cruelty vindictive ترکیب میکنند و گاهی به خشونت شدید یا رفتار شبیه شکنجه تشدید میکنند.
در روابط، این الگو آسیب عمیق ایجاد میکند. شرکا چرخههای charm را تحمل میکنند که به دنبال آن کنترل تشدیدشونده، degradation یا abuse میآید. کودکان ممکن است با corporal punishment harsh، terrorizing عاطفی یا witnessing اجباری cruelty مواجه شوند. محیطهای کاری نظارت tyrannical، bullying زیردستان یا sabotage همکاران را میبینند. قربانیان اغلب علائم trauma، کاهش ارزش خود یا learned helplessness ایجاد میکنند.
درمان بسیار چالشبرانگیز است. افراد سادیستیک به ندرت به صورت voluntary کمک میخواهند؛ ورود معمولاً از طریق mandate قانونی، ultimatum شریک یا بحران پس از عواقب شدید رخ میدهد. آنها تمایل دارند مسئولیت را minimize، rationalize یا externalize کنند. انگیزه واقعی برای تغییر غیرمعمول است زیرا رفتار gratification اصلی و تقویت هویت فراهم میکند. زمانی که درمان رخ دهد، رویکردها بر containment رفتاری به جای insight تمرکز دارند. بازسازی شناختی توجیهات cruelty را هدف قرار میدهد؛ آموزش مدیریت خشم و کنترل impulse triggers را addressing میکند؛ آموزش همدلی از reversal نقش یا تمرینهای victim impact استفاده میکند، هرچند internalization محدود است. درمان گروهی در تنظیمات forensic یا residential میتواند confrontation همتایان فراهم کند. دارو ممکن است impulsivity یا پرخاشگری را در موارد comorbid کاهش دهد، اما هیچ داروی خاصی sadism را addressing نمیکند.
پیشآگهی همچنان poor است. بسیاری الگوهای controlling یا abusive را در طول lifespan ادامه میدهند و escalation در محیطهای unchecked ممکن است. برخی تحت فشار خارجی superficially adapt میکنند، cruelty آشکار را مهار میکنند در حالی که نگرشهای زیربنایی را حفظ میکنند. تحول واقعی، شامل توسعه همدلی genuine و renunciation لذت از رنج، نادر است و نیازمند شرایط استثنایی، intervention طولانی و accountability پایدار است.
به زبان روزمره، شخصیت سادیستیک فراتر از meanness معمولی یا انضباط tough است. آن inversion سیمکشی relational انسانی را نشان میدهد که در آن درد دیگران به منبع لذت شخصی، قدرت یا هیجان تبدیل میشود. این adaptation ممکن است زمانی در شرایط brutal برای بقا خدمت کرده باشد، اما در زندگی بزرگسالی اعتماد، intimacy و ایمنی را برای اطرافیان نابود میکند در حالی که فرد را از ارتباط authentic منزوی میسازد. شناخت این الگو بر نیاز به boundaries محکم، interventions حفاظتی و انتظارات واقعبینانه در مورد تغییر تأکید میکند.
مراجع
میلون، تی. (۱۹۶۹). Modern psychopathology: A biosocial approach to maladaptive learning and functioning. Saunders.
میلون، تی. (۱۹۸۱). Disorders of personality: DSM-III, Axis II. Wiley.
میلون، تی. (۱۹۹۶). Disorders of personality: DSM-IV and beyond (ویرایش دوم). Wiley.
میلون، تی.، و دیویس، آر. دی. (۱۹۹۶). Disorders of personality: DSM-IV and beyond. Wiley.
میلون، تی.، میلون، سی. ام.، میاگر، اس.، گروسمن، اس.، و رامنات، آر. (۲۰۰۴). Personality disorders in modern life (ویرایش دوم). Wiley.
میلون، تی.، گروسمن، اس.، میلون، سی.، میاگر، اس.، و رامنات، آر. (۲۰۰۴). Personality disorders in modern life (ویرایش دوم). Wiley.