Skip to main content

نگاهی دیگر به ESTJ

هنگام صحبت در مورد تیپ‌شناسی و نظریه‌های شخصیت، متوجه می‌شوم که بسیار آسان است در چهار حرف نشان‌دهنده‌ی تیپ شخصیتی یا تعاریف گوناگون توابع شناختی غرق شویم. حتی آشتی دادن همه‌ی این تعاریف و واقعیت‌ها با نحوه‌ی رفتار واقعی افراد در زندگی روزمره و اینکه یک تابع خاص، مثلاً Fi، وقتی در یک فرد بروز یا تجلی می‌یابد چگونه به نظر می‌رسد، بسیار سخت‌تر است. این کار وقتی سخت‌تر هم می‌شود که اکثر ادبیات MBTI و سایر متون روان‌شناختی تمایل دارند نسبتاً خشک یا انتزاعی باشند. اساساً درباره‌ی جنبه‌های خاصی از روان‌شناسی و افراد صحبت می‌کنند، بدون اینکه واقعاً درباره‌ی افراد صحبت کنند.

به این منظور، مایلم دیدگاه خودم را درباره‌ی ESTJها ارائه دهم. هدفم ارائه‌ی یک مرور کامل از ESTJها از دیدگاه بالینی انتزاعی نیست. در عوض، مایلم دیدگاهی ارائه دهم از آنچه در دنیای واقعی درباره‌ی آن‌ها متوجه شده‌ام.

یکی از اولین چیزهایی که هنگام تعامل با ESTJها متوجه می‌شوم، حس طنز فوق‌العاده‌ی آن‌هاست. در واقع، در حس طنز با چهره‌ی کاملاً جدی و优雅 آن‌هاست که یکی از واضح‌ترین تضادها را بین ESTJهای توسعه‌یافته‌ای که می‌شناسم و stereotype سرباز آموزشی archetypal که اغلب از آن‌ها ساخته می‌شود، پیدا می‌کنم. هرچند برخی ESTJها به صورت سطحی شبیه به archetype سرباز آموزشی هستند، اما این تصویر معمولاً این واقعیت را از دست می‌دهد که ESTJها علاوه بر Te و Si، استفاده‌ی آگاهانه از Ne نیز دارند.

هنگام تحلیل طنز آن‌ها، متوجه می‌شوم که ESTJها به‌ویژه در طعنه‌های سریع و مختصر مهارت دارند که واقعاً تمایل دارند «چیزها را سر جای خودشان بگذارند». آن‌ها همچنین گاهی دوست دارند کمی توهین‌آمیز باشند و، وقتی dissected شود، طنز آن‌ها اغلب حاوی traces از آن دوگانگی است که ذاتی همه‌ی Ne است. به این ترتیب، Ne در ESTJها مانند valve فشار است که عناصر forceful و assertive سبک interpersonal آن‌ها را counterbalance می‌کند. ESTJها همچنین از طنز خود برای مسخره کردن Fe استفاده می‌کنند.

"همه‌ی دیگران فقط به سقوط آمریکا کمک می‌کنند"

برای ارائه‌ی دو مثال اخیر، بیایید به هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه‌ی ایالات متحده، و امی چوا، استاد حقوق ییل و «مادر ببر» نگاهی بیندازیم که با کتاب ۲۰۱۱ خود درباره‌ی والدگری سخت‌گیرانه سرود نبرد مادر ببر به شهرت رسید و اکنون کتاب جدیدی به نام The Triple Package منتشر می‌کند که در آن ادعا می‌کند اقلیت‌هایی را که فکر می‌کند به عظمت آمریکا کمک می‌کنند از اقلیت‌هایی که آن‌ها را به عنوان تنبل‌هایی که صرفاً «به سقوط آمریکا کمک می‌کنند» پرچم‌گذاری کرده، جدا کند.

همان‌طور که در بالا گفتم، متوجه شده‌ام که ESTJها دوست دارند با موضوعات توهین‌آمیز در طنز خود بازی کنند. The Triple Package هنوز منتشر نشده است، اما صرف اشاره به thesis کتاب قبلاً باعث ایجاد frenzy از اتهامات علیه چوا شده و او را به نژادپرستی متهم کرده‌اند. با این حال، در واقعیت، چوا نژادپرست یا متعصب نیست، بلکه صرفاً trolling عموم مردم است. همان‌طور که او به طور علنی در وب‌سایت خود بیان می‌کند، بخش زیادی از آنچه می‌نویسد در واقع خود-پارودی است.

به طور شخصی، outrage نسبت به thesis چوا را redeeming یافتم. در ادبیات typical درباره‌ی تیپ‌شناسی یونگی، اغلب STJها به عنوان افراد متعصب با دیدگاهی narrow-minded توصیف می‌شوند که ثروت کامل و elegance دیدگاه نوع N را درک نمی‌کنند. اما در مورد چوا، بسیاری از منتقدان او انواع N هستند که نمی‌توانند عناصر طنزآمیز نحوه‌ی ارائه‌ی او را قدردانی کنند. آن‌ها شکست می‌خورند در درک اینکه چوا همزمان funny، serious و offensive است. البته، برخی افراد ممکن است احساس کنند این نوع طنز به ذائقه‌ی آن‌ها نیست و این اشکالی ندارد، اما تمایل به stigmatize کردن چنین تفکراتی به عنوان نژادپرستانه و تمایل به اینکه آن‌ها taboo باقی بمانند، خود نیز شکلی از تعصب است. به نظر می‌رسد بنابراین که این ESTJ بسیار multifacetedتر در دیدگاه خود نسبت به منتقدان N خود است که به محض دیدن thesis او فریاد «نژادپرستی!» می‌کشند.

طنز ESTJ در مقابل ENTP

به دلیل flirt طنزآمیز آن‌ها با موضوعات توهین‌آمیز، ESTJها گاهی مرا به یاد ENTPها می‌اندازند که آن‌ها نیز به politically incorrect، توهین‌آمیز و «غیرقابل گفتن» جذب می‌شوند. با این حال، نوع طنز ENTP معمولاً improvisationalتر است و نشان می‌دهد که همه چیز چقدر meaningless و irrational است، در حالی که طنز ESTJ اغلب dark و deprecating است اما با این حال هدفمند است.

در مورد ENTPها، طنز آن‌ها از طریق Ne، Ti و Fe به ما appeal می‌کند. آن‌ها از ما می‌خواهند که ارزش‌های عصر روشنگری را کامل‌تر از آنچه اکثر ما قادر هستیم، تجسم بخشیم. فرزند روشنگری بودن به معنای تمایل به放弃 کردن هر چیزی که برای ما عزیز است به طور whim است، همان‌طور که فیلسوف ENTP کارل پوپر توضیح داده است:

"ما می‌توانیم از طریق انتقاد از اشتباهات و خطاهای خود یاد بگیریم. ... [باش] کسی که برای او یادگیری مهم‌تر از اثبات حق بودن است. ... [فکر نکن] که [تو] یا هر کس دیگری در possession حقیقت است. ... [آگاه باش] که تنها بحث انتقادی است که می‌تواند به ما maturity بدهد تا ایده‌ای را از جنبه‌های بیشتر و بیشتر ببینیم و judgment درستی از آن داشته باشیم."1

به شیوه‌ی خود، ENTPها اغلب یک事实 توهین‌آمیز را روی میز می‌گذارند و سپس از طریق Fe و Ne ما را کار می‌دهند. برای مثال، در کتاب خود The Blank Slate، استاد هاروارد استیون پینکر ابتدا خواننده را با barrage‌ای از اظهارات controversial پذیرایی می‌کند، اما سپس تمام تلاش خود را می‌کند تا به شیوه‌ای mild-mannered و palatable به ما appeal کند. او ما را با appeal به پیوند mutual approval با Fe وسوسه می‌کند. او ضربه را با circumvent کردن perspective فوری ما با Ne نرم می‌کند.

با این حال، در حالی که appeals ENTPها ممکن است واقعاً sweeping در scope باشد، اغلب می‌توان آن‌ها را از appeals ESTJها با این واقعیت جدا کرد که ENTPها صرفاً می‌خواهند ما حقیقت را realize کنیم. در didactic ENTP که بر Ti تکیه دارد، اغلب فکر می‌شود که صرفاً realize کردن حقیقت کافی است. زمانی که یک حقیقت controversial کسب و پذیرفته شد، همه چیز به خودی خود دنبال می‌شود.

در مقابل، ESTJها از طریق Te، Si و Ne به ما appeal می‌کنند. با کمک realism Te و Si، ESTJها می‌دانند که مردم نمی‌توانند یک شبه با حرف‌های fluffy-dreamy تغییر کنند. جایی در عمق وجود، بسیاری از ESTJها احتمالاً longing به اعمال استاندارد سخت‌گیرانه‌تری در تمام امور انسانی را احساس کرده‌اند. اما آن‌ها همچنین می‌دانند که اگر این کار را انجام دهند، به عنوان tyrannical دیده خواهند شد (و این واقعیت را تغییر نخواهد داد که اکثر مردم به هر حال blasé slacker هستند). بنابراین، طنز ESTJها تمایل دارد modestتر و level-headedتر در scope appeals خود باشد. با این حال، در همان زمان، وقتی تحلیل شود، اغلب حاوی دستور firm و کاملاً rational برای بهبود خواهد بود. برای مثال، زمانی که امی چوا به خاطر champion کردن والدگری سخت‌گیرانه مورد انتقاد قرار گرفت، این پاسخ او بود:

"من خودم را به عنوان الگو معرفی نمی‌کنم، اما باور دارم که ما در آمریکا می‌توانیم از کودکان بیش از آنچه معمولاً می‌کنیم، بخواهیم و آن‌ها نه تنها به چالش پاسخ خواهند داد، بلکه thrive خواهند کرد."2

به عبارت دیگر: حتی though چوا دارای longing برای اعمال استاندارد سخت‌گیرانه‌تری در تمام امور انسانی بود، او (است) در واقع کاملاً restrained در تحمیل اهداف خود بر دیگران است زمانی که لایه‌های humorous trolling کنار زده شود.

ESTJها و moresهای Fe

ما قبلاً اشاره کردیم که ESTJها چگونه می‌توانند با طنز خود به Fe poke fun کنند و مثال بعدی ما نشان می‌دهد که هیلاری کلینتون دقیقاً همین کار را انجام می‌دهد. در یک مصاحبه طنزآمیز برای تلویزیون استرالیا، کلینتون با یک کیسه چیپس سیب‌زمینی با طعم gravy مواجه می‌شود که به عنوان پارودی از هدایای متعددی است که وزرای خارجه هنگام بازدیدهای خارجی باید قبول کنند. واکنش کلینتون:

کلینتون: «من هیجان‌زده‌ام. نمی‌توانم بگویم این چقدر برایم معنادار است.»
مصاحبه‌کنندگان: «آیا شما collector چیپس هستید، eater چیپس؛ این اولین بار شماست...؟»
کلینتون: «من eater چیپس هستم.»
مصاحبه‌کنندگان: «با این حال توصیه نمی‌کنیم.»
[خنده.]
...
مصاحبه‌کنندگان: «با توجه به سفرهای خارجی زیاد در شغلتان، حتماً خیلی خوب شده‌اید در قبول کردن هدایا.»
کلینتون: «بله، هستم.»
مصاحبه‌کنندگان: «و وادار کردن [مردم] به باور اینکه شما آن‌ها را دوست دارید. پس چطور است؟»
کلینتون: «معمولاً یک expression بسیار خوشحال روی صورت آدم است. حالا گاهی اوقات هدایا واقعاً hard هستند که با آن‌ها این کار را انجام دهید...»
مصاحبه‌کنندگان: «آیا تا به حال یکی را پشت سر گذاشته‌اید؟ چون ممکن است...»
کلینتون: «نه، نه، همه را می‌گیریم. همه را می‌گیریم. یادداشت‌های تشکر می‌نویسیم. شما یادداشت تشکر خواهید گرفت. [کیسه چیپس را به سمت دوربین بالا می‌برد.]»
مصاحبه‌کنندگان: «لازم نیست. ما را thanked فرض کنید.»
[خنده.]3

این تبادل حول good manners affected که هنگام قبول هدیه - هر هدیه‌ای - توسط وزیر خارجه به نام دیپلماسی دولتی اجباری است، می‌چرخد. به طور ساده، انواع Fe در یک emotional give and take شرکت می‌کنند که در آن هر طرف سعی می‌کند خود را برای sake دیگری reshape کند به نام harmony. با این حال این gestures غیرضروری اغلب توسط کاربران Te به عنوان trying تجربه می‌شوند. اگر می‌توانستند راه خود را بروند، ترجیح می‌دادند به chase cut کنند و هر طرف terms خود را سریع و مختصر بیان کند تا optimal solution هرچه سریع‌تر به دست آید.

در نقش خود به عنوان گیرنده‌ی gracious هدایای ceremonial اما irrelevant، کلینتون در تضاد با preference طبیعی خود است. این چیزی است که او تحمل می‌کند اما لذت نمی‌برد. وقتی فرصتی برای مسخره کردن این customs superfluous پیش می‌آید، کلینتون با delight شرکت می‌کند.

از نظر روان‌شناختی می‌توان گفت که وقتی ESTJها از طنز خود برای deprecate و poke fun از mores اجتماعی delicate اما نه مستقیماً productive که traditionally حوزه‌ی Fe است استفاده می‌کنند، aggression خود را به شیوه‌ای innocuous و self-affirming تخلیه می‌کنند. aggression ناشی از مجبور بودن به پیروی از این mores اجتماعی Fe-style به ندرت توسط ESTJ voiced می‌شود، اما از طبیعت مشابه deprecation از Fe است که اغلب در INTJها قابل مشاهده است یا حتی overtly expressed.

به همین دلیل طنز ingredient کلیدی در توسعه‌ی ESTJهاست: اگر نتوانند aggression خود را با اتخاذ نگرش loose و easygoing نسبت به خود و longing Te-style برای اعمال استاندارد سخت‌گیرانه در تمام امور انسانی تخلیه کنند، ممکن است aggression خود را به محیط outward转向 دهند و به جای آن traits sadistic توسعه دهند.

راه دیگری برای گفتن آن این است: خارج از سازمان‌های به شدت hierarchical مانند محیط корпоратив یا ارتش، طبیعت تعامل انسانی عموماً به گونه‌ای است که agreeableness و tolerance Fe-style typical معمولاً بیشتر از سبک Te typical سازماندهی همه چیز اطراف خود برای conform به معیارهای rational شما را پیش می‌برد. در نتیجه، بسیاری از انواع Te یاد می‌گیرند mores Fe-style را هنگام تعامل با مردم اتخاذ کنند زیرا انجام این کار معمولاً برای آن‌ها بهتر عمل می‌کند (هرچند در واقع هنوز از Te استفاده می‌کنند و همچنان preference برای آن دارند). این فرآیند «fake Fe» منجر به build-up تدریجی frustration در ESTJ می‌شود و در اینجا ESTJهایی که حس طنز well-developed دارند می‌توانند از آن طنز برای counterbalance کردن frustration و جلوگیری از غلبه‌ی آن بر خود استفاده کنند.

این زمانی است که ESTJها نتوانسته‌اند حس طنز خود را به این شیوه توسعه دهند که ما نمونه‌هایی از سربازان آموزشی ESTJ brazen و loudmouthed را پیدا می‌کنیم که «آن را همان‌طور که هست می‌گویند!» و کاملاً proud و vocal هستند از اینکه زندگی آن‌ها طبق منطق و well-run سازماندهی شده در حالی که همه‌ی دیگران در nonsense Fe-style wallowing هستند.

ESTJهای badly-developed مانند این نادر هستند، هرچند. اما تعداد کمی bad apple که هستند بسیار visible و loud هستند و این تمایل دارد مردم را نسبت به همه‌ی ESTJهای دیگری که به stereotype منفی conform نمی‌کنند، کور کند.

به یاد داشته باشید، برخلاف آنچه در اکثر سایت‌ها می‌خوانید، ESTJ به معنای داشتن Te و Si به عنوان دو تابع توسعه‌یافته‌ترین شما است. به معنای pushy، loud بودن یا هر یک از آن چیزهایی که معمولاً ESTJها گرفته می‌شوند نیست. در واقعیت، اکثر ESTJها well-developed هستند و درک می‌کنند که چگونه به نظر می‌رسند.

بیگانگی وجودی

با برجسته کردن اینکه ESTJها چگونه می‌توانند خود را در تضاد با mores اجتماعی غالب بیابند، قبلاً به واقعیتی اشاره کرده‌ام که تاکنون هرگز در ادبیات درباره‌ی نوع یونگی توصیف نشده است: اینکه در واقع تا حدی common است که ESTJها احساس alienation از جهان کنند، درست مانند انواع intuitive که اغلب گفته می‌شود این کار را انجام می‌دهند.

با این حال، alienation ESTJها مانند انواع intuitive، estrangement ناشی از گیر کردن در head خود به حدی که واقعاً متوجه آنچه در دنیای واقعی می‌گذرد نیست، نیست. با ESTJ، فرم typical alienation آن‌ها raczej ناشی از این واقعیت است که آن‌ها irrationality و ambiguity را در امور خود دوست ندارند و ترجیح می‌دهند حوزه‌ی interpersonal straightforwardتر از آنچه معمولاً هست باشد.

برای مثال، یک ESTJ زن که یک بار با او صحبت کردم، однажды به من اعتراف کرد که واقعاً estranged شده است از نحوه‌ی رفتار دوستان زنش اطراف مردانی که قرار ملاقات می‌گذاشتند. به نظر او، این زنان خود را اطراف مردان helplessتر و vulnerableتر از آنچه واقعاً بودند، نشان می‌دادند. به نظر او، دوستانش همچنین تمایل داشتند dinners گران‌قیمت و هدایایی را از مردانی که قرار ملاقات می‌گذاشتند قبول کنند، حتی در حالی که کاملاً می‌دانستند علاقه‌ای به escalating trajectory قرار ملاقات ندارند. این باعث شد ESTJ احساس alienation کند و حتی دچار self-doubt شود: «چرا من تنها کسی هستم که فکر می‌کنم این رفتار silly و morally wrong است؟ چرا نمی‌توانم просто مثل girlfriendsم با این همراه شوم؟ آیا چیزی با من اشتباه است؟»

از اینجا، دو راه پیش روی او بود: یکی اتخاذ رویکرد Aristotelian، شبیه به Laura Schlessinger، برای تلاش در force کردن جهان بیرون به conform با معیارهای objective و rational بود. همان‌طور که Schlessinger دستور می‌دهد:

"در قرار اول، می‌گفتم: «دلیل اینکه قرار می‌گذارم این است که شوهر پیدا کنم. اگر شما قرار نمی‌گذارید تا همسر پیدا کنید، نیازی به قرار دوم نداریم.»"4

این مسیری است که احتمالاً به frustration، aggression و توسعه‌ی عناصر sadistic در شخصیت منجر می‌شود همان‌طور که در بالا توضیح داده شد.

راه دیگر تلاش برای کار روی پیدا کردن side طنزآمیز این پدیده‌ها بود، که همان کاری بود که او انجام داد. زمانی که شروع به دیدن comical side موقعیت کرد، هم humorous side رفتار disingenuous و frailty feigned دوستانش را دید و هم comical side wish خود برای treating قرار ملاقات و romance به عنوان artifact حاکمیت корпоратив.

دیدن humorous side موقعیت feelings alienation و estrangement او را به طور جادویی dissolve نکرد. اما زمانی که شروع به approaching مسئله با طنز کرد، متوجه شد که واقعاً می‌تواند sentiments genuine خود را بدون به نظر bossy و controlling آمدن به دوستانش بیان کند.

چون سعی نمی‌کرد آن‌ها را judge یا control کند، دوستانش (که otherwise به attempts او برای «bust کردن آن‌ها» resent شده بودند) اکنون می‌توانستند برخی از deceit در رفتار خود را که قبلاً انکار می‌کردند، admit کنند. زمانی که observations او به شیوه‌ای humorous و hands-off ارائه می‌شد، owning up به عناصر undesirable در conduct آن‌ها برای دوستانش کمتر threatening بود. علاوه بر این، دوستانش همچنین شروع به respecting او بیشتر کردند، زیرا اکنون می‌توانست به موقعیت بخندد، به جای اینکه فقط frustration خود را در آن vent کند.

ESTJ و معادله‌ی شخصی

دیدگاه دیگری درباره‌ی ESTJ که معمولاً در ادبیات نوع ذکر نمی‌شود این است که ESTJها واقعاً بسیار attuned به مردم هستند. نه به شیوه‌ی Feeling، جایی که به emotional needs دیگران closely tuned هستند، بلکه به شیوه‌ای objective جایی که keenly aware از skills و abilities افراد اطراف خود هستند. در واقع، در شیوه‌ای که ESTJها typically attuned به مردم هستند، تقریباً انگار مردم objects هستند و abilities که این افراد possess، static properties این objects هستند.5

همان‌طور که یونگ گفت، انواع ETJ می‌خواهند همه چیز در محیط خود را dependent بر conclusions کنند که می‌تواند مستقیماً از داده‌های objective استخراج شود.6 و برای اینکه این بتواند در حوزه‌ی interpersonal رخ دهد، نتیجه می‌گیرد که در ذهن نوع ETJ، خود افراد تا حدی باید به objects تبدیل شوند. این یکی از دلایل ненفرت ESTJها از sob stories و bad excuses است: آن‌ها با داده‌های objective fit نمی‌کنند. وقتی افراد extraordinary و special circumstances را به عنوان دلایل عدم موفقیت در انجام کاری که objectively باید قادر به انجام آن بوده‌اند، plead می‌کنند، status خود به عنوان objects را circumvent می‌کنند (و با انجام این کار، علاوه بر این برای ESTJ hard می‌کنند که سطح واقعی effectiveness آن‌ها را در آینده calculate کند).

در این نقطه، خوانندگانی که sympathetic به Te نیستند ممکن است احساس کنند این کل mode «treating مردم به عنوان objects» به طرز وحشتناکی dehumanizing است. اما در upside، مزیت consummate در معرفی معیارهای objective به عنوان ruling principle امور انسانی وجود دارد. namely اینکه ESTJ همیشه دقیقاً خواهد دانست که از افراد اطراف خود از نظر ability، production و کار چه چیزی می‌تواند بگیرد و بنابراین می‌تواند resources همه را مؤثرتر coordinate کند.

به همین دلیل است که ESTJها تمایل دارند بهترین executives خط مقدم باشند. آن‌ها در handling difficulties سازمان در همه سطوح excel می‌کنند. در minds Thinking منطقی آن‌ها، جهان به مردم و objectives breakdown می‌شود و ESTJها در وظیفه‌ی matching افراد درست با objectives درست excel می‌کنند.

همان‌طور که قبلاً گفتیم، طبیعت Te به گونه‌ای است که، همه چیز برابر باشد، انواع Te عموماً بهترین organizers و managers منابع خواهند بود. از آنجا که Te یک تابع judging extroverted است که به دنبال برآورده کردن استانداردهای objective با depersonalizing افراد درگیر در برآورده کردن آن استانداردها است، دستورات Te-style همیشه در خطر too brutal بودن برای افرادی هستند که باید آن‌ها را دنبال کنند.

با این حال، چون ESTJها Te خود را با Si couple می‌کنند، این به معنای آن است که یک ESTJ well-developed معمولاً حس responsibility شخصی به مردم و منابعی که مدیریت می‌کند خواهد داشت. یک executive ESTJ ممکن است ابتدا unfeeling به نظر برسد، اما وقتی دقیق‌تر examined شود، اغلب genuinely concerned با best interest subordinates و سازمان به عنوان یک کل پیدا خواهد شد. در مقابل، چون ENTJها Te خود را با Ni (یعنی با internal perceptions از یک هدف در افق) couple می‌کنند، این به معنای آن است که حتی یک ENTJ well-developed معمولاً heartlessتر و coldتر با regards to sacrificing resources به طور callously برای realize کردن هدف خواهد بود.

مثال خوب این تضاد، تفاوت بین Field Marshal بریتانیایی Montgomery و Emperor فرانسوی Napoleon است: جایی که Napoleon wantonly و impatiently troops را برای پیروزی sacrifice می‌کرد، Montgomery همیشه careful بود تا از unnecessary losses اجتناب کند.7 در واقع، Montgomery بیشتر با مدیریت به پیروزی رسید تا با brawling.

Fi inferior در ESTJها

هرچند ESTJها اغلب attuned به مردم هستند، همان‌طور که در بالا توضیح داده شد، با این حال Feeling به عنوان تابع inferior آن‌ها است. چون Fi inferior دارند، ESTJها گاهی با روابط interpersonal خود struggle می‌کنند و ESTJها واقعاً می‌توانند hard time با جنبه‌های emotional یا personal موقعیت‌های اجتماعی یا افراد داشته باشند.

به طور خاص، اگر ساختار زیادی در موقعیت اجتماعی وجود نداشته باشد یا هدف clear برای attainment وجود نداشته باشد، انواع Te به راحتی می‌توانند ill at ease احساس کنند. به همان دلیل، اکثر انواع Te «work» modes دارند که در آن directiveتر، confident و boldتر هستند. اما خارج از «work» mode، جایی که معمولاً objectives clear وجود دارد، یک «social» mode نیز وجود دارد که در آن مردم просто «hanging out» هستند بدون ساختار یا purpose زیاد در موقعیت. در چنین موقعیت‌هایی، ESTJ ممکن است بیشتر out of place احساس کند و unsure از اینکه چه باید بکند. به خصوص اگر احساس کنند کسی سعی دارد آن‌ها را force کند تا تغییر کنند یا به emotional needs خود توجه کنند.

ESTJ عموماً افراد action هستند. آن‌ها不喜欢 dealing با lingering ambiguity. اگر ambiguity در موقعیتی وجود داشته باشد، دوست دارند آن را sooner rather than later sort کنند. آن‌ها دوست دارند action بگیرند، یا مستقیماً از طریق getting چیزی انجام شده توسط خودشان، یا غیرمستقیم از طریق assigning وظایف به دیگران، تا challenges پیش رو با موفقیت dealt شوند.

زبان Te و Si

ESTJها تمایل دارند از زبان relational objective زیادی استفاده کنند، شیوه‌ای از expression که با ENTJها به اشتراک می‌گذارند. این به این دلیل است که در طبیعت انواع Te است که processes و considerations internal خود را به جهان بیرون project کنند تا بتوانند آن‌ها را objectify و reify کنند و thereby با آن‌ها interact و control کنند انگار parameters objective ذاتی جهان بیرون هستند.8 همان‌طور که نظریه‌پرداز مدیریت ETJ دیوید آلن توصیه می‌کند:

"هر چیزی که به هر شکلی unfinished در نظر می‌گیرید باید در یک سیستم trusted خارج از ذهن شما captured شود ... که بدانید [می‌توانید] ... sort کنید."9

با این حال، علی‌رغم شیوه‌ای که آلن recommendation خود را phrasing می‌کند، نمی‌خواهم imply کنم که این tendency به project کردن processes و considerations internal خود به جهان بیرون عمدتاً یک تصمیم conscious از طرف ETJ است. بسیار بیشتر چیزی است که «مغز آن‌ها просто انجام می‌دهد» زیرا naturally به دنبال توضیح مسئله برای خود به شیوه‌ای as impersonal and objective as possible است. زمانی که مسئله externalized شد، دیدن هم مسئله و هم most rational solution آن بسیار آسان‌تر است.

علاوه بر این mode ارتباطی Te، ESTJها اغلب یک mode expression Si complimentary نیز خواهند داشت که با سه نوع SJ دیگر به اشتراک می‌گذارند. این speech تمایل دارد بسیار solid باشد و به چیزهایی اشاره کند که undoubtedly در جهان وجود دارند و facts که کاملاً indisputable درباره‌ی جهان هستند. وقتی در mode Si هستند، ESTJها تمایل دارند از imagery concrete و همچنین colloquialisms، common expressions و folk sayings استفاده کنند که آنچه را که فکر می‌کنند represent می‌کنند و point آن‌ها را به شیوه‌ای بسیار cost-effective across می‌رسانند.

همان‌طور که ذکر شد، ESTJهایی که تابع Ne خود را توسعه داده‌اند می‌توانند خود را به شیوه‌های abstractتر و unconventionalتر بیان کنند وقتی که بخواهند. اما این preference طبیعی آن‌ها وقتی در mode problem solving Si-Te درگیر هستند، نیست.

نتیجه‌گیری

در نتیجه، یک ESTJ fully developed نیرویی است که باید با آن حساب کرد. Si و Te به آن‌ها اجازه می‌دهند مشکلات را size up کنند و آن‌ها را به شیوه‌ای factual و real-world solve کنند و Ne به آن‌ها اجازه می‌دهد rapport با افراد اطراف خود بسازند. و زمانی که observer trained روان‌شناختی inferior Fi آن‌ها را caught sight کرده باشد، همچنین apparent خواهد شد که ESTJها conviction عمیق و حس responsibility دارند که بسیار فراتر از bottom line extends می‌شود.

این constellation توابع است که به ESTJها اجازه می‌دهد sense فوق‌العاده‌ای از loyalty و camaraderie را در دیگران develop و cultivate کنند. یک ESTJ خوب تمایل دارد با example و به شیوه‌ای بسیار straightforward با conviction زیاد lead کند. آن‌ها اغلب actions را بیشتر از talk praise می‌کنند و تمایل دارند attachment قوی به honor و duty داشته باشند.

با Te و Si، ESTJها نیاز به organize کردن و نیاز به establish ساختار دارند. با Ne، الگوها را در آنچه کار می‌کند با unconsciously recognizing عناصر constitutive یک solution که آن را successful کرده است، seek خواهند کرد و با Fi، آنچه lasting و true درباره‌ی این عناصر است را به عنوان lasting values برای خود و خانواده یا سازمان خود enshrine خواهند کرد.

به این ترتیب، ESTJها قادر هستند true sense camaraderie را cultivate کنند جایی که همه connected و accepted هستند بر اساس آنچه هست، آنچه باید انجام شود و آنچه می‌توانند انجام دهند. جایی که همه به یک شکل treated می‌شوند، از یکسان گذشته‌اند و به یک چیزها believe دارند. در بهترین حالت خود، leaders inspiring هستند که subordinates آن‌ها آن‌ها را تا gates جهنم دنبال خواهند کرد زیرا如此 clearheaded هستند و همیشه plan خوبی دارند. ESTJها در نهایت followed و در نهایت loved هستند زیرا وقتی به آن می‌رسد به نظر می‌رسد با convictions خود به عنوان bulwark solid در برابر chaos جهان ایستاده‌اند.

یادداشت‌ها

  1. کارل پوپر: All Life is Problem Solving، Routledge 2001 ed. p. 84
  2. امی چوا: From Author Amy Chua، اطلاعیه آنلاین undated منتشر شده در amychua.com
  3. همیش و اندی: مصاحبه با هیلاری کلینتون در 'The 7pm Project،' ۸ نوامبر ۲۰۱۰
  4. لورا شلسینگر در 'Larry King Live' - CNN، ۹ ژانویه ۲۰۰۸
  5. موازی قابل توجهی اینجا با زمینه‌ی روان‌شناختی Object Relations Theory وجود دارد، به خصوص آن Melanie Klein (۱۸۸۲-۱۹۶۰). ایده‌ی کلاین این بود که ما از سنین پایین یاد می‌گیریم outside objects را با function آن‌ها associate کنیم، مثلاً دست به عنوان دست دیده نمی‌شود بلکه از نظر آنچه انجام می‌دهد. دستی که pet و caress می‌کند به عنوان 'good hand' دیده می‌شود و دستی که baby را slap و prick می‌کند به عنوان 'bad hand' دیده می‌شود. با این حال، از نظر یونگی ما می‌گوییم که همه انواع به یک اندازه prone به perceive جهان به این شیوه نیستند. دقیق‌تر، به نظر می‌رسد که به خصوص انواع Te و Se prone به perceive جهان به شیوه‌ای هستند که کلاین theorized کرده بود. کلاین تعدادی psychic mechanisms را theorized که فرد برای control محیط خود استفاده می‌کند. از این‌ها، اینجا introjection و projective identification را ذکر می‌کنیم. Introjection به mechanism تنظیم conflicts بین افراد دیگر و خود با adopting wishes و expectations آن‌ها به عنوان wishes و expectations خود اشاره دارد. Projective identification به mechanism تنظیم conflicts بین افراد دیگر و خود با splitting off بخشی از خود و attributing آن به شخص دیگر به منظور control آن شخص اشاره دارد. در کل، ما متوجه می‌شویم که در حالی که ESFPها بیشتر likely به introjection هستند، ESTPها و ENTJها بیشتر likely به استفاده‌ی unconscious از projective identification هستند. هر دو این mechanisms ممکن است merits خود را داشته باشند، اما از نظر managing men به طور مؤثر، هر دو distortive views هستند که Te/Se type را از seeing personnel تحت فرمان خود دقیقاً همان‌طور که هستند، prevent می‌کنند. به نظر ما، ESTJ یکی از این چهار نوع است که least beset توسط این distortions است.
  6. C.G. Jung: Psychological Types §585
  7. در واقع، حتی 'Old Guards' که loyally ناپلئون را از earliest campaigns او دنبال کرده بودند، بیش از pawns برای او نبودند زمانی که push به shove رسید.
  8. آلفرد کورزیبسکی: Science and Sanity، Institute of General Semantics 2000 ed., p. 87
  9. دیوید آلن: Getting Things Done، Penguin 2003 ed., p. 13

***

نگاهی دیگر به ESTJ © Jesse Gerroir و IDR Labs International ۲۰۱۴.

جلد هنری به طور خاص برای این انتشار از هنرمند Will Rosales سفارش داده شده است.

تصویر در مقاله به طور خاص برای این انتشار از هنرمند Darwin Cen سفارش داده شده است.

توسط Jesse Gerroir و Ryan Smith