به قلم مایکل پیرس، دانشجوی دکتری، نویسندهٔ Motes and Beams: A Neo-Jungian Theory of Personality
دیوید کایرزی آنها را «استادذهنها» نامید و بیشتر INTJها به این عنوان کاملاً بیمیل نیستند. من همچنین لقب کمتر محبوب «دانشمندان» را نیز دیدهام. کلیشهای که این لقبها از آن پشتیبانی میکنند، تصویر فردی بسیار منطقی، بیعاطفه، علمی و بهطور خودپسندانه خداناباور، درخشان، خودباور، visionary، مصمم و بیش از همه قادر به دیدن همه اجزای یک سیستم پیچیده و ایجاد استراتژی کامل برای بردن بازی است. وقتی مردم INTJ را تصور میکنند، اغلب هر کسی را از دکتر گریگوری هاوس تا شرلوک هولمز شبکهٔ BBC تصور میکنند. همانند INFJ، کلیشهٔ INTJ بیش از حد همهجانبه است که واقعاً تعریف کند چه چیزی INTJ را به کار میاندازد.
ویژگیهای بسیاری به INTJ نسبت داده شده که بهتر است ISTJ را توصیف کنند، و بسیاری از ویژگیهایی که باید برای INTJ اعمال شوند، کاملاً نادیده گرفته شدهاند. INTJ علمی یا حتی منطقی به شکلی که معمولاً تعریف میشود نیست، و از نظر temperament عموماً بیشتر شبیه یک پیامبر یا جادوگر است تا یک استادذهن تحلیلی که به نظر من عنوانی است که ISTJ بهحق شایستهٔ آن است، در حالی که INTJ، به نظر من، بهتر است بهعنوان یک استادذهن intuitive توصیف شود.
بیایید تجزیه کنیم که INTJ از نظر عملکردی از چه تشکیل شده است.
آنها نوعی Judging هستند، به این معنا که ترجیح میدهند judging برونگرا و perceiving درونگرا داشته باشند. این یعنی معیارهای قضاوت خود را بر اساس اطلاعات عینی و بیرونی پایهریزی میکنند، در حالی که صرفاً اطلاعات و تجربیات субъектив خود را مشاهده و جذب میکنند. میتوان گفت که آنها نسبت به جهان بیرون تهاجمیتر و نسبت به تجربهٔ درونی خود پذیرندهتر هستند.
راه ترجیحی آنها برای انجام این کار از طریق تفکر برونگرا و شهود درونگرا است. تفکر برونگرا inductive است. آن نتیجهگیریهایی بر اساس دادههای عینی شکل میدهد که سپس بهطور تهاجمی تلاش میکنند آنها را برآورده کنند. در همین حال، شهود درونگرا contemplative است، به این معنا که علاقهٔ واقعی به واقعیت ندارد، بلکه امکانات ایدهها را درون ذهن خود درک میکند و ایدهها، نظریهها و درکهای فکری بیش از پیش compelling و لذتبخش را توسعه میدهد.
سوم، INTJها بسیار شبیه ENTJ هستند؛ هر دو Te و Ni را ترجیح میدهند. با این حال، INTJ Ni را بیش از Te ترجیح میدهد. با وجود این، آنها در برخی معنا همان نوع هستند، یا حداقل انواع خواهر. من شخصاً دوست دارم انواع NTJ را «Trailblazer» بنامم، زیرا هر دو ایدهها و درکهای compelling از جهان را توسعه میدهند و سپس تلاش میکنند این visions را تا حد ممکن کارآمد و مؤثر به انجام برسانند. البته «Trailblazer» صرفاً یک لقب برای کمک به من برای بهخاطر سپردن ماهیت NTJ است و به این معنا نیست که NTJها لزوماً inventiveتر یا جلوتر از زمان خود نسبت به سایر شخصیتها هستند یا احتمالاً شغلی را انتخاب کنند که به آنها اجازه دهد چنین باشند.
بنابراین INTJ یک «trailblazer» است که برای او ادراکات و تفکرات субъективش اهمیت و جذابیت بیشتری نسبت به دادههای عینی و نتیجهگیریهای ناشی از آن دارد. آنها عمدتاً نگران درک امکانات ایدههای درونی و توسعهٔ بینشهای فکری لذتبخش و compelling هستند.
کلمهای که دوست دارم برای توصیف ماهیت INTJ استفاده کنم «visionary» است که دو جنبهٔ عمدهٔ شخصیت INTJ را منتقل میکند: futurism و اراده به قدرت.
منظورم از futurism این است که برخلاف ISTJ که علیه امکانات ناخوشایند در آینده برنامهریزی میکند، INTJ برنامهریزی میکند که چگونه به سوی امکانات آینده بکوشد. این تضاد بین Si و Ni است؛ اولی تمایل به over-prepare دارد، در حالی که دومی تمایل به under-prepare دارد. در روح intuition، INTJ راهی برای انجام پرشها و جهشهای uncanny با ایدههای خود دارد و گاهی جلوتر از زمان خود به نظر میرسد؛ با این حال، آنچه در foresight به دست میآورد در thoroughness از دست میدهد.
برای مثال، آیزاک نیوتن و نیکولا تسلا را در نظر بگیرید. هر دو جهشها و پرشهای خارقالعادهای در زمینههای خود انجام دادند تا جایی که هر دو بهعنوان جادوگر ستایش شدند، اما اینها بار دیگر جهشها و پرشهایی بودند که کار میانی زیادی را رد میکنند و印象 mad determination و تمرکز غیرانسانی بر کارشان را ایجاد میکنند تا جایی که سازماندهی و جزئیات مهم در مقایسه با دستیابی به هدفشان اهمیتی ندارند. توسعهٔ انقلابی آیزاک نیوتن از حساب دیفرانسیل و انتگرال تنها وسیلهای برای هدف بود. کار را انجام میدهد اما نوعی unrefined و hurried sloppiness در آن وجود دارد. مثال دیگر تعداد انفجاری آزمایشها و اختراعاتی است که نیکولا تسلا مسئول آن بود، که برخی از آنها را وقت نگذاشت بنویسد زیرا فقط curiosities بودند که حین حرکت به سمت هدف دیگری کشف کرده بود. حس قطعی tunnel-vision و تمرکز در INTJ وجود دارد که trail را به سوی آینده میگشاید، اما گاهی بهطور maddeningly imprecise است و مقدار زیادی debris به جا میگذارد. خلاصه، Ni INTJ vision futurist و intuitive را فراهم میکند و Te تمرکز شدید برای accomplishment آن vision را فراهم میکند، اما چون آن vision如此 دور در افق است، INTJ همیشه به پایین نگاه نمیکند تا ببیند روی چه چیزی پا میگذارد.
برخلاف ENTJ که عمدتاً به inductive reasoning و تعیین ناسازگاریهای منطقی علاقهمند است، این تمرکز INTJ نیست. INTJ، مانند INFJ، ابتدا یک perceiver درونی است که hunch میگیرد یا visionهایی از اینکه جهان واقعاً چگونه کار میکند میبیند. منطق تنها ابزار ثانویه برای accomplishment آن vision یا ایده است که ممکن است با واقعیت سازگار نباشد. INTJ به همان اندازهٔ INFJ حس intuitive و mystical دارد. جان مینارد کینز در مورد آیزاک نیوتن گفت که او «اولین فرد عصر عقل نبود، [بلکه] آخرین جادوگران بود.» به همین ترتیب جان استون گفت که باید承认 کنیم نیکولا تسلا یک پیامبر بود، در مقابل یک دانشمند.
ایدهٔ دوم اراده به قدرت INTJ است. همانطور که قبلاً暗示 کردم، INTJ بهخاطر داشتن ارادهٔ tenacious شناخته شده است. این اراده به سمت کسب قدرت هدایت میشود و این قدرت اغلب به شکل دانش و درک ظاهر میشود. Te نه تنها به دنبال تطبیق با دادههای عینی است، بلکه mindset و قضاوتهای خود را بازسازی میکند تا کنترل بر محیطش داشته باشد. این تم عمده برای INTJ است: آنها قدرت بر surroundings خود را از طریق درک برتر渴望 دارند. به همین دلیل است که INTJ اغلب بهخصوص خوشحال میشود که «mastermind» نامیده شود، زیرا این暗示 mastery محیطشان از طریق ذهن را دارد. من mindset INTJ را به این صورت شنیدهام که جهان را مانند یک بازی میبیند: آنها بهطور طبیعی منابع خود، پتانسیل آیندهٔ هر منبع، و یک نقشهٔ درخت branching از اینکه اقدامات مختلف احتمالاً آنها را به کجا میبرند را ارزیابی میکنند. بنابراین هدفشان این است که تا حد ممکن کنترل ذهنی و درک از بازی در حال پیشرفت داشته باشند تا دقیقاً بدانند در هر موقعیت چگونه حرکت کنند.
اراده به قدرت INTJ همچنین نتیجهٔ یک محور Te/Fi unrepressed است. Te غالبتر است، اما Fi repressed نیست و نقش بسیار مهمی در شخصیت INTJ ایفا میکند. Te مخالف Fi است، جایی که Te بولدوزر است و Fi معترضی است که جلوی آن دراز کشیده. Te با داده تطبیق مییابد؛ Fi محکم پشت اصول احساسی ایستاده. بنابراین feeling INTJ субъектив است و از اشیاء عقبنشینی میکند، عمیقاً به درون subject عقب میرود و آنجا کاملاً شدید میسوزد.
Fi چندین ویژگی جالب به INTJ میدهد: به INTJ sentiments isolated و alien典型的 Fi را اعطا میکند. passions و values INTJ کاملاً متعلق به خودشان است و نمیخواهند به هیچ نوع conformity با استانداردهای دیگران نسبت داده شوند. این INTJ را بسیار independent و self-confident میکند، حتی notoriously. INTJ اغلب از تصویر یک visionary که bold و تنها ایستاده و علیرغم همهٔ مخالفت و ignorance انسانی جهان را تکتنه متحول میکند لذت میبرد. در حالی که INFJ به دنبال الهام بخشیدن به دیگران برای همکاری است، INTJ ممکن است هیچ supporterی نخواهد، یا اگر بخواهد، این تمرکز اصلی او نیست. INTJ اهمیتی نمیدهد دیگران در مورد visionش چه فکر میکنند؛ آنچه برایشان مهم است accomplishment آن طبق designs خودشان است.
INTJ همچنین notoriously unsocial است و range محدود expressions Fi را نشان میدهد. آنها مشکلی با مردم ندارند، اما احساس نیاز فوری و pressing به آنها نمیکنند، جز کسانی که قبلاً در قلبشان پذیرفتهاند. مانند ISTJ، INTJ بسیار کسانی را که دوست دارد دوست دارد، و من این عشق و دوستی بسیار genuine را از چندین INTJ در زندگیام تجربه کردهام، و همچنین از ISTJها. آنچه در outward expression کم دارد با sincerity endearing آن جبران میکند.
باید توجه داشت که این ویژگیهای independence، willpower و unsocial self-confidence میتوانند دستور پخت بدی برای narcissism حاد بسازند، چیزی که INTJ اغلب با آن دستوپنجه نرم میکند. INTJ به اندازهٔ سایر شخصیتها از narcissistic شدن نمیترسد و اغلب کارها یا حرفهایی میزند که narcissistic به نظر میرسد اما واقعاً INTJ فقط facts را بیان میکند – برای مثال، نیکولا تسلا بیان میکند که چگونه ایالات متحده را متحول کرده است، که کرده است. اما facts را کنار بگذاریم، INTJ باید خودش را آگاه نگه دارد که چقدر نزدیک به لبهٔ narcissism است.
مانند INFJ، INTJ Se را repress میکند که منجر به دشواریها و reservations مشابه میشود. ادراک INTJ از جهان واقعی بسیار unreliable است؛ آنها如此 بر آنچه میتواند باشد متمرکز هستند که تمرکز بر آنچه قبلاً هست نیازمند تلاش concerted و unpleasant است. در نتیجه INTJ اغلب حتی مقادیر زیادی داده را در conception vision خود از دست میدهد یا نادیده میگیرد، همیشه از واقعیت دور میشود قبل از اینکه موفق به بررسی همهٔ شواهد شود، اشتباهی که ISTJ بهندرت مرتکب میشود. این دلیل دیگری است که چرا نباید INTJ را logical یا scientific به معنای معمولی در نظر گرفت: زیرا تمرکز او بر logic یا data نیست، بلکه بر ایدهها و visionهای آیندهٔ ممکن است که، هرچند logical به نظر میرسد، بسیار اغلب self-contradictory یا paradoxical هستند. INTJ ممکن است با passion به ایدهها و نظریههایی بچسبد که هیچ شواهد واقعی برای پشتیبانی از آنها ندارند. برای مثال، مفهوم supposedly logical فردریش نیچه از Eternal Reoccurrence، که یک ایدهٔ beautiful و compelling را نشان میدهد و validly logical به نظر میرسد، به هیچ facts یا observations concrete تکیه ندارد و بسیاری از assumptions unproven را انجام میدهد که inductive و deductive validity آن را discredit میکند. ایدهٔ Eternal Reoccurrence فقط همین است، یک ایدهٔ beautiful. در این موارد expression Te توسط INTJ به یک illusion صرف تبدیل میشود که در واقع به هیچ چیز چنگ نمیزند.
اثر مهم دیگر این است که هرگاه انواع Ni dominant تجربه کنند Se خود را، به دلیل عدم exposure به آن، overwhelmingly vivid است و اغلب با رابطهشان با لذتهای حسی مانند غذا، هیجان، seks یا هر چیز از این طبیعت مبارزه میکنند. در حالی که INFJ aversion اخلاقی خاصی به sensuality نشان میدهد که یادآور راهب زاهد است، INTJ کمتر gentle یا mystical در مورد آن به نظر میرسد؛ asceticism آنها اغلب نتیجهٔ مستقیم drive tunnel-vision و ازدواج با کارشان به نظر میرسد. INFJ مانند یک mystic به نظر میرسد که سعی در transcend خواستههای انسانی خود دارد، در حالی که INTJ مانند چیزی که قبلاً inhuman است و در بدن انسانی گیر افتاده و بنابراین اساساً هیچ خواستهٔ انسانی ندارد به نظر میرسد. اما حتی برای یک ثانیه هم فریب نخورید؛ INTJ چنین خواستههایی دارد و قادر است از یک extreme به extreme دیگر swing کند. INTJها بهخاطر periodic sensual binges notorious هستند جایی که شروع به chronically overindulging در لذتهای مختلف بسیار فراتر از limits توصیهشده توسط دیگران میکنند – برای مثال، statement ژانپل سارتر که حین کار روی یک کتاب شروع به مصرف amphetamines کرد، تا نزدیک پایان کارش بیست قرص در روز مصرف میکرد. در extreme دیگر ما نیکولا تسلا را داریم که reportedly تمام عمر celibate ماند علیرغم popularityاش در میان ladies.
پس، خلاصه، INTJ visionary است، tenaciously و hastily تلاش میکند vision آیندهمحور خود را accomplish کند، زندگی را مانند یک بازی شطرنج بازی میکند که نیازمند آن است superiority بر محیط خود را از طریق درک بیشتر به دست آورد. آنها بسیار independent، self-confident و unsocial هستند، اما ارزشها و ایدههای خاصی را نزدیک به قلب خود نگه میدارند. repression Se آنها منجر به disconnect خاصی با واقعیت و susceptibility به sensual binges میشود.
از خواندن شما سپاسگزارم، و برای همهٔ INTJهایی که آنجا هستند، سپاسگزارم که سعی میکنید trailهایی را برای ما به سوی آیندهٔ ناشناخته اما beautiful بگشایید.
این قطعه را بهصورت ویدیو اینجا تماشا کنید.