Skip to main content

سبک‌های دلبستگی: طردکننده

دلبستگی طردکننده یکی از چهار سبک دلبستگی اصلی است و با فاصله عاطفی، خودکفایی و به طور کلی reluctance به تکیه بر دیگران مشخص می‌شود. افراد دارای سبک دلبستگی طردکننده تمایل دارند استقلال را بالاتر از همه چیز ارزش‌گذاری کنند و اغلب احساسات خود را سرکوب یا انکار می‌کنند. آنها معمولاً روابط را secondary به اهداف شخصی می‌دانند و تمایلی به جستجو یا ارائه حمایت عاطفی ندارند. این سبک دلبستگی می‌تواند در تشکیل ارتباطات عمیق و صمیمی چالش ایجاد کند، زیرا کسانی که دلبستگی طردکننده دارند ممکن است در باز شدن یا درگیر شدن عاطفی با دیگران مشکل داشته باشند.

در این مقاله، ما به ویژگی‌های دلبستگی طردکننده می‌پردازیم، بررسی می‌کنیم که چگونه شکل می‌گیرد و اینکه چگونه بر روابط بزرگسالی تأثیر می‌گذارد. علاوه بر این، در مورد راه‌هایی که افراد دارای سبک دلبستگی طردکننده می‌توانند برای دستیابی به الگوهای دلبستگی سالم‌تر تلاش کنند بحث خواهیم کرد و روابطی عاطفی‌تر در دسترس و امن را پرورش دهند.

دلبستگی طردکننده چیست؟

دلبستگی طردکننده یک پیوند عاطفی است که با اجتناب از صمیمیت، عدم بیان عاطفی و نگرش کلی خوداتکا مشخص می‌شود. افراد دارای این سبک دلبستگی اغلب اهمیت روابط نزدیک را کم‌اهمیت جلوه می‌دهند و ممکن است حتی نیازهای عاطفی خود را انکار یا سرکوب کنند. به جای جستجوی راحتی یا ارتباط از دیگران، افراد دارای دلبستگی طردکننده ترجیح می‌دهند چالش‌ها را به تنهایی مدیریت کنند و اغلب آسیب‌پذیری عاطفی را نشانه ضعف می‌دانند.

در هسته خود، دلبستگی طردکننده بازتاب باور فرد است که نمی‌تواند برای حمایت به دیگران تکیه کند و اغلب احساس می‌کنند که باید خودشان از خود مراقبت کنند. این خودکفایی به مکانیسمی برای مقابله تبدیل می‌شود که آنها را از درد عاطفی رد شدن احتمالی یا وابستگی به دیگران محافظت می‌کند. در نتیجه، افراد دارای دلبستگی طردکننده ممکن است از نظر عاطفی دور، بی‌توجه یا جدا به نظر برسند، حتی اگر در سطحی تمایل به ارتباط داشته باشند.

توسعه دلبستگی طردکننده

دلبستگی طردکننده معمولاً در کودکی شکل می‌گیرد زمانی که مراقب از نظر عاطفی در دسترس نیست یا غفلت‌کننده است. در این موارد، کودک یاد می‌گیرد نیازهای عاطفی خود را سرکوب کند زیرا به طور مداوم توسط مراقب برآورده نمی‌شوند. این می‌تواند زمانی رخ دهد که والدین با مسائل خود مشغول هستند، از نظر عاطفی دور هستند یا از نظر جسمی غایب‌اند و کودک را در لحظات پریشانی بدون حمایت رها می‌کنند.

به جای جستجوی comfort از مراقبی که unresponsive یا ناسازگار است، کودک ممکن است یاد بگیرد که فقط به خود تکیه کند و باور درونی ایجاد کند که نمی‌تواند برای حمایت عاطفی روی دیگران حساب کند. با گذشت زمان، این نگرش خوداتکا تثبیت می‌شود و کودک از نظر عاطفی دور می‌شود و خاموش کردن یا سرکوب احساسات را آسان‌تر از خطر آسیب‌پذیری یا ناامیدی می‌یابد.

در بزرگسالی، افراد دارای سبک دلبستگی طردکننده همچنان این باور را حمل می‌کنند که مستقل بودن برایشان بهتر است و روابط نزدیک را غیرضروری یا burdensome می‌دانند. در حالی که ممکن است روابط را حفظ کنند، اغلب در ارتباط عاطفی مشکل دارند و تمایل دارند دیگران را در فاصله‌ای نگه دارند.

ویژگی‌های دلبستگی طردکننده در بزرگسالان

بزرگسالان دارای سبک دلبستگی طردکننده رفتارها و پاسخ‌های عاطفی متنوعی نشان می‌دهند که reluctance آنها به درگیر شدن عاطفی با دیگران را بازتاب می‌دهد. این ویژگی‌ها می‌توانند بر روابط عاطفی، دوستی‌ها و پویایی خانواده تأثیر بگذارند. برخی از ویژگی‌های رایج دلبستگی طردکننده عبارتند از:

  1. فاصله عاطفی: افراد دارای دلبستگی طردکننده تمایل دارند فاصله عاطفی قابل توجهی از دیگران حفظ کنند. آنها ممکن است نسبت به نیازهای شریک خود بی‌تفاوت به نظر برسند، از بحث‌های عاطفی اجتناب کنند یا احساسات خود را کم‌اهمیت جلوه دهند. هنگامی که با آسیب‌پذیری یا نزدیکی عاطفی روبرو می‌شوند، ممکن است خاموش شوند یا عقب‌نشینی کنند.
  2. خودکفایی: یکی از بارزترین ویژگی‌های دلبستگی طردکننده تأکید قوی بر استقلال است. افراد دارای این سبک دلبستگی اغلب به خودکفایی خود افتخار می‌کنند و ممکن است در برابر تکیه بر دیگران برای کمک یا حمایت مقاومت کنند. آنها ممکن است درخواست کمک را نشانه ضعف بدانند و ترجیح دهند مشکلات را خودشان حل کنند، حتی به قیمت رفاه عاطفی خود.
  3. اجتناب از صمیمیت: افراد طردکننده تمایل دارند از صمیمیت عاطفی در روابط اجتناب کنند. آنها ممکن است در ارتباط با دیگران در سطح عمیق عاطفی مشکل داشته باشند و از موقعیت‌هایی که نیازمند آسیب‌پذیری است دوری کنند. این می‌تواند منجر به روابطی شود که فاقد عمق عاطفی هستند و ممکن است شرکای آنها را neglected یا ناراضی رها کند.
  4. مشکل در بیان احساسات: افراد دارای سبک دلبستگی طردکننده اغلب در بیان احساسات خود، حتی به خودشان، مشکل دارند. آنها ممکن است با احساسات خود در ارتباط نباشند یا در شناسایی یا بیان تجربیات عاطفی خود مشکل داشته باشند. این سرکوب عاطفی می‌تواند منجر به احساس detachment و disconnection شود.
  5. کم‌اهمیت جلوه دادن اهمیت روابط: افراد دارای دلبستگی طردکننده ممکن است اهمیت روابط در زندگی خود را، به ویژه روابط عاطفی، کم‌اهمیت جلوه دهند. آنها ممکن است پیوندهای عاطفی را unimportant یا burdensome ببینند و کار، دستاوردهای شخصی یا استقلال را بر ارتباط عاطفی اولویت دهند.
  6. ترس از وابستگی: در حالی که افراد دارای دلبستگی طردکننده ممکن است تمایل به ارتباط را تجربه کنند، اغلب از وابسته شدن بیش از حد به دیگران می‌ترسند. این ترس از وابستگی می‌تواند به صورت اجتناب از تعهدات عاطفی عمیق یا reluctance به تکیه بر دیگران برای حمایت ظاهر شود.
  7. تمایل به ایده‌آل‌سازی استقلال: افراد دارای دلبستگی طردکننده اغلب استقلال خود را ایده‌آل می‌کنند و ممکن است باور داشته باشند که برای خوشحال یا موفق بودن به دیگران نیاز ندارند. این باور می‌تواند تشکیل روابط معنادار و interdependent را برای آنها دشوار کند و در زندگی اجتماعی و عاطفی آنها چالش ایجاد کند.

تأثیر دلبستگی طردکننده بر روابط

دلبستگی طردکننده می‌تواند تأثیر قابل توجهی بر روابط بزرگسالی بگذارد و اغلب منجر به چالش‌هایی در نزدیکی عاطفی، ارتباط و صمیمیت شود. فاصله عاطفی و خوداتکایی که این سبک دلبستگی را مشخص می‌کند می‌تواند تنش و frustration در روابط عاطفی و platonic ایجاد کند.

  1. روابط عاطفی: در روابط عاطفی، افراد دارای دلبستگی طردکننده اغلب از نظر عاطفی دور یا aloof به نظر می‌رسند که می‌تواند باعث frustration برای شرکای آنها شود. آنها ممکن است از گفتگوهای عاطفی عمیق اجتناب کنند، نیازها یا احساسات خود را بیان نکنند یا زمانی که شریکشان آسیب‌پذیری نشان می‌دهد عقب‌نشینی کنند. این detachment عاطفی می‌تواند منجر به احساس تنهایی، neglect و نارضایتی عاطفی در رابطه شود. با گذشت زمان، عدم صمیمیت و ارتباط ممکن است بین شرکا فاصله ایجاد کند.
  2. دوستی‌ها: در دوستی‌ها، افراد دارای دلبستگی طردکننده ممکن است ارتباطات سطحی را حفظ کنند که فاقد عمق عاطفی است. در حالی که ممکن است از گذراندن وقت با دیگران لذت ببرند، ممکن است با صمیمیت راحت نباشند یا از گفتگوهایی که به موضوعات شخصی یا عاطفی می‌پردازد اجتناب کنند. این می‌تواند منجر به دوستی‌هایی شود که بیشتر transactional هستند تا emotionally fulfilling.
  3. پویایی خانواده: در درون خانواده‌ها، دلبستگی طردکننده می‌تواند منجر به disconnection عاطفی شود، به ویژه اگر اعضای خانواده به دنبال نزدیکی یا پیوند عاطفی باشند. افراد دارای دلبستگی طردکننده ممکن است برای فرزندان، خواهر و برادر یا والدین خود از نظر عاطفی در دسترس نباشند و تشکیل روابط قوی و supportive را برای اعضای خانواده دشوار کند.
  4. چالش‌ها با آسیب‌پذیری: یکی از مسائل اصلی دلبستگی طردکننده دشواری در اجازه دادن به خود برای آسیب‌پذیر بودن است. چه در روابط عاطفی، خانوادگی یا حرفه‌ای، افراد دارای دلبستگی طردکننده ممکن است در به اشتراک گذاشتن احساسات یا نیازهای واقعی خود با دیگران مقاومت کنند. این عدم آسیب‌پذیری عاطفی می‌تواند آنها را از تشکیل ارتباطات عمیق و authentic باز دارد و موانعی برای ارتباط مؤثر ایجاد کند.
  5. روابط نامتعادل: به دلیل reluctance آنها به تکیه بر دیگران یا درگیر شدن عاطفی، افراد دارای دلبستگی طردکننده ممکن است خود را در روابط نامتعادل بیابند، جایی که قادر به برآورده کردن نیازهای عاطفی شریک خود نیستند یا حمایت عاطفی که دیگران به دنبال آن هستند را ارائه ندهند. این عدم تعادل می‌تواند منجر به frustration، سوءتفاهم و فشار عاطفی در روابط شود.

بهبودی و توسعه سبک دلبستگی امن‌تر

در حالی که دلبستگی طردکننده می‌تواند چالش‌هایی در روابط ایجاد کند، با گذشت زمان امکان توسعه سبک دلبستگی امن‌تر وجود دارد. این فرآیند شامل آگاه‌تر شدن از نیازهای عاطفی خود، یادگیری تحمل آسیب‌پذیری و تمرین openness در روابط است. برخی از مراحل کلیدی در بهبودی دلبستگی طردکننده عبارتند از:

  1. افزایش خودآگاهی: اولین گام در بهبودی دلبستگی طردکننده شناخت و承认 الگوهای detachment عاطفی و اجتناب است. آگاه‌تر شدن از اینکه چگونه به احساسات و روابط پاسخ می‌دهیم می‌تواند به شناسایی حوزه‌های رشد کمک کند. خوداندیشی و mindfulness می‌توانند ابزارهای ارزشمندی در این فرآیند باشند.
  2. یادگیری بیان احساسات: افراد دارای دلبستگی طردکننده اغلب در بیان احساسات خود مشکل دارند. توسعه سواد عاطفی و تمرین نحوه ارتباط احساسات می‌تواند برای ساختن ارتباطات عمیق‌تر با دیگران ضروری باشد. یادگیری شناسایی و verbalize کردن احساسات به شیوه‌ای سالم بخشی کلیدی از پرورش صمیمیت عاطفی است.
  3. ساخت اعتماد در روابط: توسعه اعتماد به دیگران و اجازه دادن به خود برای تکیه بر دیگران برای حمایت می‌تواند به تغییر mindset خوداتکای دلبستگی طردکننده کمک کند. با گذشت زمان، افراد می‌توانند با باز بودن نسبت به دادن و دریافت حمایت عاطفی، روابط قوی‌تر و interdependentتری بسازند.
  4. جستجوی درمان: درمان، به ویژه درمان مبتنی بر دلبستگی یا درمان متمرکز عاطفی (EFT)، می‌تواند راه مؤثری برای پرداختن به ترس‌های اساسی صمیمیت و آسیب‌پذیری که دلبستگی طردکننده را مشخص می‌کند باشد. یک درمانگر می‌تواند به افراد کمک کند تاریخچه دلبستگی خود را کاوش کنند، الگوهای رابطه سالم‌تری توسعه دهند و یاد بگیرند چگونه صمیمیت عاطفی را navigate کنند.
  5. پرورش آسیب‌پذیری: تمرین آسیب‌پذیری در روابط برای بهبودی دلبستگی طردکننده ضروری است. این ممکن است شامل برداشتن گام‌های کوچک برای به اشتراک گذاشتن احساسات یا بیان نیازها باشد، حتی اگر ناراحت‌کننده به نظر برسد. با اجازه دادن تدریجی به خود برای بازتر بودن، افراد می‌توانند ارتباطات عاطفی قوی‌تری بسازند و ترس از وابستگی را کاهش دهند.

نتیجه‌گیری

دلبستگی طردکننده با فاصله عاطفی، خوداتکایی و reluctance به درگیر شدن در روابط صمیمی مشخص می‌شود. افراد دارای این سبک دلبستگی اغلب احساسات خود را سرکوب می‌کنند و از تکیه بر دیگران برای حمایت اجتناب می‌کنند که می‌تواند در تشکیل روابط عمیق و emotionally connected چالش ایجاد کند. با این حال، با خودآگاهی، درمان و تمرین، امکان توسعه سبک دلبستگی امن‌تر، ساخت اعتماد و پرورش صمیمیت عاطفی وجود دارد. با یادگیری در آغوش گرفتن آسیب‌پذیری و openness، افراد دارای دلبستگی طردکننده می‌توانند روابط سالم‌تر و fulfillingتری ایجاد کنند.

مراجع

John Bowlby. (1969). Attachment and loss: Vol. 1. Attachment. Basic Books.

Mary Ainsworth, Blehar, M. C., Waters, E., & Wall, S. (1978). Patterns of attachment: A psychological study of the strange situation. Lawrence Erlbaum.

Cindy Hazan, & Phillip R. Shaver. (1987). Romantic love conceptualized as an attachment process. Journal of Personality and Social Psychology, 52(3), 511–524. APA PsycNet

Kim Bartholomew, & Leonard M. Horowitz. (1991). Attachment styles among young adults: A test of a four-category model. Journal of Personality and Social Psychology, 61(2), 226–244. APA PsycNet

Mario Mikulincer, & Phillip R. Shaver. (2007). Attachment in adulthood: Structure, dynamics, and change. Guilford Press.