آزمون Red Dead Redemption 2
کدام شخصیت Red Dead هستید؟
مرز در حال بسته شدن است. پینکرتونها پشت سرتان سوار شدهاند، کدهای قدیمی در حال فرسوده شدن هستند، و باند داتچ تحت افسانهی خودش در حال تکهتکه شدن است. در اطراف کمپ، هر قانونشکن باید تصمیم بگیرد که وفاداری چه ارزشی دارد وقتی غرب تمام میشود.
این آزمون را انجام دهید تا کشف کنید واقعاً کدام عضو باند ون در لینده هستید.
سؤال 1 از 35
من بابت الگوهایی که ارائه میدهم، احساس گناه میکنم.
| نه | آره |
بازگشت بعدی
این آزمون آیدیآرلبز الهامگرفته از روششناسی روانسنجی و پژوهشهای شخصیت در Red Dead Redemption 2 است.
سیدی آدلر (Sadie Adler)
سیدی آدلر داستان را به عنوان یک کشاورز که از مردانی که شوهرش را قتلعام کرده بودند پنهان شده بود آغاز میکند و از آن به عنوان یکی از ترسناکترین تفنگهای غرب بیرون میآید. غم او را به یک انتقامجوی یکجهته تبدیل میکند: بیباک، تهاجمی، و به شدت وفادار به معدود افرادی که اعتمادش را به دست آوردهاند. او تروما را به شایستگی تبدیل میکند، اودریسکولها را تعقیب میکند با چیزی که برخی آن را آرزوی مرگ خاموش میخوانند و دیگران آن را بازآفرینی رادیکال خود. با آرتور و چارلز مهربان است اما به صلح حساسیت دارد، و در پایان مسیر خود شکار جایزه و افق تازه را به زندگی خانگی مستقر ترجیح میدهد. سیدی نمایندهی زنی است که بدترین روز زندگیاش را با این تصمیم پشت سر میگذارد که هرگز دوباره فرد خلع سلاحشده نباشد.
مایکا بل (Micah Bell)
مایکا بل تازهترین عضو باند و در نهایت نابودکنندهی آن است، یک تفنگدار که جهان را به صورت یک دفتر حساب ساده از قوی و ضعیف میبیند و مرگ را به عنوان اثبات اینکه چه کسی مستحق باختن بوده تلقی میکند. بیرحم، نژادپرست، و هیجانزده از آشوب، چاپلوسی را مثل سلاح به کار میگیرد و با تکرار هر چیزی که بدترین غرایز رهبر را تغذیه میکند، خود را برای داتچ ضروری میسازد. او حتی به پوسیدگی خودش اعتراف میکند و دیگران را به خاطر تظاهر به قانونشکن نجیب بودن در حالی که همان کار را انجام میدهند مسخره میکند. زیر آن خودنمایی، فرصتطلبی محض است: وفاداری، اخلاق، و دوستی همه ابزارهای قابل دور انداختن هستند. مایکا نمایندهی شکارچیای است که از سیستمهای در حال فروپاشی تغذیه میکند، سلطه را با قدرت اشتباه میگیرد، و هر آسیبپذیری را دعوت به حمله میخواند.
آرتور مورگان (Arthur Morgan)
آرتور مورگان یک مجری قانونشکن خسته است که تمام عمرش کار بد برای تنها خانوادهای که میشناسد انجام داده. پشت حرفهایگری سرد و طنز خشک، مردی تأملگر قرار دارد که دفترچهی یادداشت دقیق نگه میدارد و خیلی بیشتر از آنچه اعتراف میکند متوجه میشود. داستان او تسویهحساب دیرهنگام زندگی است: تشخیص سل و شکهای فزاینده دربارهی داتچ او را مجبور میکند بپرسد آیا واقعاً دیگر برای تغییر خیلی دیر شده است یا نه. بین وفاداری به باندی که او را بزرگ کرده و وجدان رو به رشد خودش پارهپاره شده، آرتور به تدریج قربانی شدن را انتخاب میکند، از خانوادهی جان محافظت میکند و با شرایط خودش به استقبال سپیدهدمان میرود. او تجسم مبارزهی جهانی برای تبدیل شدن به فرد بهتری است در حالی که ساعت در حال تمام شدن است.
داتچ ون در لینده (Dutch van der Linde)
داتچ ون در لیند یک قانونشکن کاریزماتیک است که باند را به عنوان شورشی علیه جهانی دستکاریشده تأسیس کرد، یتیمان را پذیرفت و بین سرقتها به آنها خواندن یاد داد. سخنرانیهای بزرگ او دربارهی آزادی، افتخار، و زندگی فراتر از تمدن، خانواده را تا زمانی که اوضاع خوب است در کنار هم نگه میدارد. اما تحت فشار، ایدئالیسم او به خودپرستی، پارانویا، و عبارت معروف «من برنامه دارم» تبدیل میشود. وحشتزده از بیربطی و ناتوان از پذیرش تغییر، وفاداری به خودش را با وفاداری به اصول اشتباه میگیرد و کسانی را که بیشترین اعتماد را به او داشتند قربانی میکند. داتچ نمایندهی مسیر تراژیک یک رویاپرداز متقاعدکنندهای است که هویتش آنقدر به آرمانش گره خورده که ترجیح میدهد همه چیز را بسوزاند تا شکست را بپذیرد.
هوزیا متیوز (Hosea Matthews)
هوزیا متیوز دولتمرد سالخوردهی باند و قدیمیترین دوست داتچ است، بازیگر سابق صحنه که از دار آویختن جان به در برده و به یک عمر کلاهبرداری هوشمندانه و دزدی نجیبانه کشیده شده. آرام، شوخطبع، و عملگرا، کلاهبرداری خوباجرا شده را به تیراندازی ترجیح میدهد و به آرامی وجدان طرحهای وحشی داتچ است. زیر آن گرما مردی قرار دارد که از آنچه باعث شده در عذاب است: بازنشستگی کوتاه با همسرش بسی به او نشان داد زندگی دیگری ممکن است، اما وفاداریهای قدیمی او را برگرداند. تراژدی او این است که خردش هرگز کاملاً بر دلبستگیاش به داتچ غلبه نمیکند. هوزیا تجسم کهنالگوی مربی پیرشونده است، صدای تجربهای که خیلی دیر میفهمد راهنمایی چقدر میتواند هزینه داشته باشد.
چارلز اسمیت
چارلز اسمیت عضو آرام و مراقب باند است، با میراث مختلط بومی آمریکایی و آفریقایی-آمریکایی، که رفتار نرم و آرامش، مهارت فوقالعادهاش به عنوان شکارچی، ردگیر و مبارز را پنهان میکند. او که با جابهجایی و فقدانهای زودهنگام شکل گرفته، غم و اندوهی خصوصی و حسی دقیق و بیادعا از عدالت را با خود حمل میکند. او از آسیب رساندن به فقرا یا بیگناهان اجتناب میکند، میان ظلم و قربانیانش میایستد و به آرامی باند را به سمت مرامنامهی رابین هودی که موعظه میکنند اما به ندرت به آن عمل میکنند، سوق میدهد. بیش از هر کس دیگری، چارلز واقعاً آن آرمانها را زندگی میکند، و به همین دلیل است که وقتی داچ آنها را رها میکند، او میتواند برود. او تجسم قدرت اصولی است: حامی آرامی که از کانون توجه بیزار است، وقتی که اهمیت دارد مداخله میکند و به وجدان خود بیش از سخنرانیهای هر رهبری اعتماد دارد.
جان مارستون
جان مارستون پسر طلایی سابق باند است، هفتتیرکش بدبینی که در نهان چیزی جز تکهای زمین آرام، یک همسر و پسری که مجبور نباشد مثل او زندگی کند، نمیخواهد. او که در روزهای جوانی لجباز، کنایهگو و بیپروا بود، از طریق سختیها به مرد خانوادهای خسته و محافظ با مرامنامهای شخصی و سرسخت تبدیل میشود. او میداند که مردم هرگز واقعاً فراموش نمیکنند و هیچچیز بخشیده نمیشود، با این حال همچنان به سمت زندگی خانگی معمولی پیش میرود و به دنبال امید شکنندهای است که کار صادقانه بتواند گذشتهی خشونتآمیز را جبران کند. جان تجسم مبارزه برای فراتر رفتن از الگوهای خودتخریبی برای کسانی است که دوستشان دارید، حتی در حالی که جهان قدیمی همچنان شما را به مدار خود بازمیگرداند.
English
Español
Português
Deutsch
Français
Italiano
Polski
Română
Українська
Русский
Türkçe
العربية
فارسی
日本語
한국어
ไทย
汉语
Tiếng Việt
Filipino
हिन्दी
Bahasa 