Skip to main content
Academically Reviewed

بررسی آکادمیک توسط دکتر سابینا آلیسپاهیچ، دکترا، استاد روان‌شناسی

بنیاد مراقبت

بنیاد مراقبت یکی از اجزای اصلی نظریه بنیادهای اخلاقی است؛ چارچوبی که توسط روان‌شناسان اجتماعی از جمله جاناتان هایت و کریگ جوزف توسعه یافته است تا مبناهای شهودی قضاوت اخلاقی انسان را توضیح دهد. نظریه بنیادهای اخلاقی پیشنهاد می‌کند که استدلال اخلاقی نه صرفاً از اصول عقلی انتزاعی ناشی می‌شود بلکه ریشه در چندین سیستم روان‌شناختی تکامل‌یافته دارد. این سیستم‌ها پاسخ‌های عاطفی به موقعیت‌های اجتماعی را شکل می‌دهند و بر قضاوت‌ها درباره درست و نادرست تأثیر می‌گذارند. در میان بنیادهای اخلاقی پیشنهادی، بنیاد مراقبت عموماً یکی از جهانی‌ترین و از نظر تکاملی کهن‌ترین آن‌ها محسوب می‌شود.

تعریف مفهومی

بنیاد مراقبت به intuitions اخلاقی مربوط به compassion، همدلی، مهربانی و حفاظت از دیگران در برابر آسیب مربوط می‌شود. این بنیاد بازتاب‌دهنده حساسیت اخلاقی است که انسان‌ها نسبت به رنج و آسیب‌پذیری نشان می‌دهند، به‌ویژه زمانی که افراد متوجه می‌شوند کسی آسیب دیده، بدرفتاری شده یا در معرض خطر قرار گرفته است. در این چارچوب، تأیید اخلاقی معمولاً به اقداماتی اعطا می‌شود که رنج را کاهش می‌دهند یا از دیگران محافظت می‌کنند، در حالی که محکومیت اخلاقی متوجه cruelty، سوءاستفاده و غفلت است.

در درون نظریه بنیادهای اخلاقی، بنیاد مراقبت اغلب به‌عنوان چیزی توصیف می‌شود که از یک سازگاری تکاملی مرتبط با مراقبت والدینی و حفاظت از خویشاوندان ناشی شده است. فرزندان انسان در مقایسه با بسیاری از گونه‌های دیگر برای دوره‌های طولانی به‌طور غیرمعمولی وابسته هستند و نیازمند مراقبت و حفاظت مداوم از سوی مراقبان می‌باشند. در نتیجه، مکانیسم‌های روان‌شناختی که همدلی نسبت به افراد آسیب‌پذیر را انگیزه می‌دهند احتمالاً مزایای بقا ارائه کرده‌اند. با گذشت زمان، این مکانیسم‌ها فراتر از خویشاوندان نزدیک گسترش یافته و گروه‌های اجتماعی گسترده‌تری از جمله غریبه‌ها و حتی حیوانات غیرانسانی را در بر گرفته‌اند.

مبنای تکاملی و زیستی

پژوهشگران مرتبط با نظریه بنیادهای اخلاقی استدلال می‌کنند که بنیاد مراقبت از طریق انتخاب طبیعی پدید آمده است زیرا رفتارهای مشارکتی و حفاظتی را ترویج می‌کرد. حساسیت نسبت به رنج افراد را تشویق می‌کند تا به اعضای آسیب‌دیده گروه کمک کنند، از افراد آسیب‌پذیر دفاع کنند و روابط اجتماعی حمایت‌گر تشکیل دهند. این رفتارها بقای گروه و انسجام آن را تقویت می‌کنند.

پژوهش‌های زیستی تا حدی از این دیدگاه پشتیبانی می‌کنند. مطالعات عصب‌شناسی نشان می‌دهند که مشاهده شخص دیگری در حال درد، نواحی مغزی مرتبط با distress شخصی را فعال می‌کند؛ مانند نواحی درگیر در پردازش عاطفی و همدلی. هورمون‌ها و مواد نوروشیمیایی — از جمله اکسی‌توسین — نیز با رفتارهای مراقبتی و پیوند مرتبط دانسته شده‌اند. هرچند نظریه بنیادهای اخلاقی منحصراً بر توضیحات زیستی تکیه ندارد، این یافته‌ها پیشنهاد می‌کنند که همدلی و نگرانی برای دیگران ممکن است تا حدی مبانی زیستی داشته باشند.

به‌طور مهم، بنیاد مراقبت محدود به غرایز والدینی نیست. با گذشت زمان، فرآیندهای فرهنگی و اجتماعی هنجارهای مراقبتی را به جوامع اخلاقی گسترده‌تری گسترش می‌دهند. برای مثال، اخلاق بشردوستانه، حرفه‌ای‌گری پزشکی و فعالیت‌های خیریه همگی اشکال نهادینه‌شده بنیاد مراقبت را منعکس می‌کنند.

مکانیسم‌های روان‌شناختی

از نظر روان‌شناختی، بنیاد مراقبت عمدتاً از طریق پاسخ‌های عاطفی شهودی به‌جای استدلال عمدی عمل می‌کند. هنگامی که افراد با موقعیت‌هایی شامل رنج — مانند آسیب، بهره‌کشی یا cruelty — مواجه می‌شوند، اغلب واکنش‌های عاطفی فوری مانند compassion، همدردی یا indignation تجربه می‌کنند. این پاسخ‌های عاطفی پیش از آنکه استدلال آگاهانه رخ دهد، قضاوت‌های اخلاقی را هدایت می‌کنند.

بر اساس طرفداران نظریه بنیادهای اخلاقی، استدلال معمولاً نقش ثانویه ایفا می‌کند و intuitive judgments را توجیه می‌نماید به‌جای آنکه آن‌ها را تولید کند. برای مثال، فرد ممکن است به‌طور غریزی احساس کند که آسیب رساندن به یک فرد آسیب‌پذیر از نظر اخلاقی نادرست است و سپس دلایلی را بیان کند که بر حقوق بشر، کرامت یا compassion تأکید دارند. این توالی پیشنهاد می‌کند که cognition اخلاقی به‌شدت توسط intuitions عاطفی مرتبط با بنیاد مراقبت شکل گرفته است.

همدلی در این فرآیند مرکزی است. همدلی شامل هر دو مؤلفه affective (مانند به اشتراک گذاشتن یا بازتاب حالت عاطفی شخص دیگر) و مؤلفه‌های cognitive (مانند درک دیدگاه فرد دیگر) می‌شود. بنیاد مراقبت هر دو بعد را یکپارچه می‌کند و به افراد امکان می‌دهد رنج را تشخیص دهند و انگیزه پاسخ داشته باشند.

بیان فرهنگی

هرچند بنیاد مراقبت به‌طور گسترده در جوامع انسانی ظاهر می‌شود، بیان آن در فرهنگ‌های مختلف به‌طور قابل توجهی متفاوت است. هنجارهای فرهنگی بر این‌که compassion به چه سمتی هدایت شود، کدام افراد شایسته حفاظت محسوب شوند و کدام رفتارها harmful شمرده شوند، تأثیر می‌گذارند.

برای نمونه، در بسیاری از جوامع مدرن، بنیاد مراقبت از اصول اخلاقی مانند کمک بشردوستانه، رفاه اجتماعی و مراقبت پزشکی پشتیبانی می‌کند. سیاست‌هایی که برای کاهش فقر یا ارائه مراقبت‌های بهداشتی طراحی شده‌اند اغلب با استدلال‌هایی توجیه می‌شوند که بر پایه همدلی و حفاظت از آسیب هستند. به‌طور مشابه، جنبش‌هایی که برای رفاه حیوانات یا حفاظت از محیط زیست advocacy می‌کنند، اغلب از نگرانی‌های اخلاقی مرتبط با رنج و آسیب‌پذیری بهره می‌برند.

با این حال، تفاوت‌های فرهنگی می‌توانند مرزهای جامعه اخلاقی را شکل دهند. برخی جوامع بر تعهدات عمدتاً نسبت به اعضای خانواده یا جوامع محلی تأکید دارند، در حالی که دیگران نگرانی‌های بشردوستانه جهانی‌تری را ترویج می‌کنند. علی‌رغم این تفاوت‌ها، پاسخ عاطفی زیربنایی نسبت به رنج به‌نظر می‌رسد که به‌طور گسترده مشترک است.

نقش در ایدئولوژی سیاسی و اخلاقی

پژوهش با استفاده از نظریه بنیادهای اخلاقی پیشنهاد کرده است که بنیاد مراقبت نقش به‌ویژه برجسته‌ای در برخی دیدگاه‌های سیاسی و ایدئولوژیک ایفا می‌کند. مطالعاتی که توسط جاناتان هایت و همکاران انجام شده نشان می‌دهد افرادی که خود را با گرایش‌های سیاسی لیبرال یا progressive شناسایی می‌کنند، اغلب هنگام قضاوت اخلاقی، بنیاد مراقبت را به‌شدت اولویت می‌دهند. در این زمینه‌ها، استدلال اخلاقی تمایل دارد بر حفاظت از گروه‌های آسیب‌پذیر، کاهش آسیب و ترویج برابری اجتماعی تأکید کند.

در مقابل، افرادی با گرایش‌های محافظه‌کارانه ممکن است همچنان به بنیاد مراقبت ارزش دهند اما اغلب آن را در کنار دیگر بنیادهای اخلاقی مانند وفاداری، اقتدار و sanctity متعادل کنند. بنابراین اختلافات اخلاقی در مناظره‌های عمومی ممکن است تا حدی ناشی از تفاوت‌ها در اهمیت نسبی که به بنیادهای اخلاقی مختلف اختصاص داده می‌شود، باشد.

مهم است توجه شود که نظریه بنیادهای اخلاقی ادعا نمی‌کند که هیچ گروهی فاقد نگرانی برای مراقبت یا compassion است. بلکه پیشنهاد می‌کند که افراد و جوامع ممکن است در این‌که بنیاد مراقبت تا چه حد گسترده اعمال می‌شود و چگونه با سایر ملاحظات اخلاقی تعامل دارد، متفاوت باشند.

پژوهش تجربی و اندازه‌گیری

پژوهندگان مطالعه‌کننده نظریه بنیادهای اخلاقی اغلب بنیاد مراقبت را با استفاده از ابزارهای نظرسنجی مانند پرسشنامه بنیادهای اخلاقی اندازه‌گیری می‌کنند. این پرسشنامه از شرکت‌کنندگان می‌خواهد که relevance ملاحظات مختلف را ارزیابی کنند — برای مثال، آیا کسی از نظر عاطفی رنج برده است یا آیا عملی به فرد آسیب‌پذیری آسیب رسانده است — هنگام انجام قضاوت‌های اخلاقی.

پژوهش‌های آزمایشی همچنین بررسی کرده‌اند که چگونه مواجهه با داستان‌ها یا تصاویر depicting رنج می‌تواند بر نگرش‌های اخلاقی تأثیر بگذارد. چنین محرک‌هایی اغلب concern همدلانه را افزایش می‌دهند و می‌توانند نظرات را در مسائل اجتماعی مرتبط با پیشگیری از آسیب، مداخله بشردوستانه یا سیاست‌های رفاه اجتماعی تغییر دهند. این یافته‌ها پیشنهاد می‌کنند که درگیری عاطفی با رنج می‌تواند بنیاد مراقبت را فعال کند و تصمیم‌گیری اخلاقی را شکل دهد.

در همان حال، پژوهشگران اذعان می‌کنند که همدلی می‌تواند selective باشد. مردم ممکن است نگرانی قوی‌تری نسبت به افرادی که شبیه خودشان هستند یا به گروه اجتماعی‌شان تعلق دارند، احساس کنند. این پدیده بر تعامل بین بنیاد مراقبت و فرآیندهای هویت اجتماعی تأکید می‌کند.

انتقادها و محدودیت‌ها

هرچند بنیاد مراقبت به‌عنوان جنبه مهمی از روان‌شناسی اخلاقی به‌طور گسترده شناخته شده است، نظریه بنیادهای اخلاقی با چندین انتقاد مواجه بوده است. برخی پژوهشگران استدلال می‌کنند که این نظریه با کاهش سنت‌های اخلاقی پیچیده به مجموعه محدودی از بنیادهای روان‌شناختی، استدلال اخلاقی را بیش از حد ساده می‌کند. دیگران ادعا می‌کنند که تعداد و طبقه‌بندی بنیادها ممکن است تنوع تفکر اخلاقی در فرهنگ‌های مختلف را به‌طور کامل ثبت نکند.

منتقدان همچنین این سؤال را مطرح کرده‌اند که آیا قضاوت‌های اخلاقی به اندازه‌ای که نظریه پیشنهاد می‌کند intuition-driven هستند. دیدگاه‌های جایگزین بر نقش استدلال deliberative، یادگیری فرهنگی و نهادهای اجتماعی در شکل‌دهی باورهای اخلاقی تأکید دارند. علاوه بر این، برخی پژوهشگران پیشنهاد می‌کنند که همدلی به‌تنهایی همیشه نتایج اخلاقاً مطلوب تولید نمی‌کند؛ پاسخ‌های عاطفی قوی گاهی می‌توانند به تصمیمات biased یا کوتاه‌نگرانه منجر شوند.

علی‌رغم این بحث‌ها، بنیاد مراقبت همچنان درون روان‌شناسی اخلاقی به‌طور گسترده مورد بحث قرار می‌گیرد زیرا بر نقش مرکزی compassion و پیشگیری از آسیب در زندگی اخلاقی انسان تأکید می‌کند.

نتیجه‌گیری

بنیاد مراقبت یک جزء اساسی از نظریه بنیادهای اخلاقی را نمایندگی می‌کند که intuitions اخلاقی مربوط به همدلی، compassion و حفاظت از دیگران در برابر آسیب را تأکید می‌نماید. ریشه‌دار در فشارهای تکاملی مرتبط با caregiving و همکاری اجتماعی، این بنیاد از طریق پاسخ‌های عاطفی به رنج ظاهر می‌شود و رفتار prosocial را انگیزه می‌بخشد. هنجارهای فرهنگی، ایدئولوژی‌های سیاسی و هویت‌های اجتماعی بر نحوه بیان و اعمال بنیاد مراقبت تأثیر می‌گذارند، اما نگرانی نسبت به آسیب و آسیب‌پذیری در بسیاری از جوامع ظاهر می‌شود. در حالی که پژوهشگران همچنان بر سر دامنه و ساختار نظریه بنیادهای اخلاقی بحث می‌کنند، بنیاد مراقبت مفهومی تأثیرگذار برای درک این‌که چگونه همدلی و compassion قضاوت اخلاقی انسان را شکل می‌دهند، باقی مانده است.

منابع

Haidt, J. (2001). The emotional dog and its rational tail: A social intuitionist approach to moral judgment. Psychological Review, 108(4), 814–834.

Haidt, J. (2012). The righteous mind: Why good people are divided by politics and religion. Pantheon Books.

Haidt, J., & Joseph, C. (2004). Intuitive ethics: How innately prepared intuitions generate culturally variable virtues. Daedalus, 133(4), 55–66.

Haidt, J., Graham, J., Joseph, C., Iyer, R., Koleva, S., & Ditto, P. H. (2013). Moral foundations theory: The pragmatic validity of moral pluralism. Advances in Experimental Social Psychology, 47, 55–130.

Haidt, J., Nosek, B. A., & Graham, J. (2009). Liberals and conservatives rely on different sets of moral foundations. Journal of Personality and Social Psychology, 96(5), 1029–1046.