آزمون ۱۳ دلیل برای اینکه
بیش از همه شبیه کدام شخصیت «۱۳ دلیل برای اینکه...» هستید؟
راهروهای دبیرستان لیبرتی با رازهای تاریک، احساس گناه سنگین و انتخابهای ناممکن آکندهاند. هر دانشآموز به شیوهای متفاوت با پیامدها کنار میآید. شاید بار دنیا را بر شانههایتان حمل کنید، دردتان را پشت لبخندی پنهان کنید یا سرسختانه برای عدالت بجنگید.
در این آزمون شرکت کنید تا ببینید کدام شخصیت «۱۳ دلیل برای اینکه...» هستید.
سؤال 1 از 35
بهطور کلی قوانین را مانعهایی میبینم که برای دیگراناند، نه کسی در موقعیتِ من.
| نه | آره |
بازگشت بعدی
آزمون آیدیآرلبزِ «۱۳ دلیل برای اینکه...» از روششناسی روانسنجی الهام گرفته و بر پژوهش دربارهٔ شخصیتهای مجموعهکتاب استوار است. این آزمون بازخوردهایی مانند موارد زیر ارائه میکند:
تونی پادیلا
تونی پادیلا محافظی استوار و بهشدت وفادار است که برای همهٔ اطرافیانش نقش فردِ «قوی» را بر عهده دارد. او که با منش شخصیِ خللناپذیری هدایت میشود، بسیار بیشتر از هر مرجع نهادی به اخلاق خود اعتماد دارد. او بیسروصدا از دوستانش مراقبت میکند و سرسختانه به وعدههای دشوارش وفا میکند؛ حتی اگر برای منضبط نگهداشتن دیگران مجبور شود قوانین را خم کند. با وجود ظاهر آرامشبخشش، با خشم پنهان خود و بار فرسایندهٔ مدیریت رازهای دیگران دستوپنجه نرم میکند. داستان او تنش میان انجامدادن آنچه از نظر اخلاقی درست مینماید و تحمل بار خردکنندهٔ بقای دیگران را برجسته میکند. تونی شجاعت آرامِ فرد مراقبتگر را مجسم میکند و به ما یادآور میشود که قدرت واقعی اغلب به معنای قربانیکردن آرامش خودمان است.
جاستین فولی
جاستین فولی بازماندهای جذاب و بهشدت وفادار است که اشتباههای آغازینش زنجیرهای تراژیک از رویدادها را به راه انداخت. هنگامی که از ترس فلج میشود، نخستین واکنشش در بحران اغلب فرار کردن یا بیحس کردنِ احساس گناهِ طاقتفرسایش با گریز از واقعیت است. وقتی حمایت میشود، بسیار مهربان است و درمانده خواهان خانوادهای باثبات است که هرگز نداشته است. با آنکه اغلب درست زمانی که زندگیاش رو به ثبات میرود خودویرانگری میکند، عادتهای مخربش تاریخچهای عمیق از غفلت و اشتیاق به رستگاری را پنهان میکنند. داستان او تلاقیِ تراژیکِ آسیبِ اولیه و اخلاق را برجسته میکند و نشان میدهد فردی چگونه میتواند همزمان آسیب بزند و برای بهبود بجنگد. جاستین واقعیت دلخراشِ ناکامیِ نظاممند را بازمیتاباند و به ما یادآور میشود که میل به خوب بودن اغلب با غریزهٔ بقا میجنگد.
کِلِی جنسن
کِلِی جنسن مردی وظیفهشناس، حساس و معمولی است که مسئولیتی طاقتفرسا برای درست کردن دنیای شکستهٔ پیرامونش احساس میکند. قطبنمای اخلاقیِ نیرومندش او را بیوقفه به جستوجوی عدالت برای عزیزانش وامیدارد؛ او اغلب برای آشکار کردن حقیقت دست به اقدامهای بیپروا و خودسرانه میزند. همدلی عمیقش او را به محافظی سرسخت برای آسیبپذیران تبدیل میکند. بااینحال، زیر این تلاش صادقانه ترسی عمیق از ناتوانی و روحی نهفته است که از احساس گناهِ سنگینِ بیعملیِ گذشته از هم میگسلد. داستان او تنش میان خواستنِ نجات همه و پذیرفتنِ محدودیتهای کنترل خودمان را برجسته میکند. کِلِی بار همگانیِ وجدان را مجسم میکند و به ما یادآور میشود که میلِ درمانده به انجام کار درست میتواند خود به باری فرساینده بدل شود.
هانا بیکر
هانا بیکر فردی شوخطبع و آرمانگرای عاشقپیشه است که صداقتِ تیزبینانهاش در مشاهده، سرانجام به دفتر حسابی تراژیک از خیانت بدل میشود. او که به روحیهٔ خلاق و میلش به تعلق شناخته میشود، با ثبت درد خود در پیامهای نمادین با بیرحمیهای دبیرستان کنار میآید. نیاز سرسختانهاش به عدالت روایی او را وامیدارد دیگران را پاسخگو بداند. بااینحال، زیر اتهامهای حسابشدهاش دختری بسیار تنها نهفته است که از نامرئی ماندن وحشت دارد و درمانده میخواهد رنجش واقعاً دیده شود. سفر او نشان میدهد که وقتی نظامهای حمایتگر از کار میافتند، بیرحمیهای روزمره و انزوای اجتماعی چگونه به شکلی ویرانگر روی هم انباشته میشوند. هانا نیاز عمیق انسان به تأییدشدن را بازمیتاباند و نشان میدهد ژرفترین خواستهٔ ما اغلب فقط شنیده و باورشدن داستانهایمان است.
برایس واکر
برایس واکر ورزشکاری مسلط در اجتماع است که از امتیاز عظیمش برای واداشتن دنیا به پیروی از خواست خود استفاده میکند. او که به نشستن در رأس سلسلهمراتب عادت دارد، قوانین را مانعهایی میبیند که فقط برای دیگران ساخته شدهاند. دیگران را با قدرت، نه با نشاندادن آسیبپذیری، به وفاداری وامیدارد و تا وقتی با پیامدهای شخصیِ شدیدی روبهرو نشود، برای همدلی با دردی که به دیگران میرساند مشکل دارد. بااینحال، پشت خودنماییِ مغرورانه و حقبهجانب بودنِ درندهخویش، تهیبودنی عاطفی و تلاشی گمراه برای یافتن کنترل در نبود عشق واقعی نهفته است. داستان او واقعیت خطرناک امتیاز مهارنشده و چگونگی رشد رفتارهای مسموم در محیطهای تسهیلگر را برجسته میکند. برایس تاریکترین جنبههای شرطیشدن اجتماعی را بازمیتاباند و به ما یادآور میشود که جایگاه میتواند بهآسانی فقدانِ فاجعهبارِ انسانیت را پنهان کند.
جسیکا دیویس
جسیکا دیویس بازماندهای جسور و کاریزماتیک است که درد شخصیِ عمیقش را به کنشگریِ علنی، بلند و برهمزننده تبدیل میکند. او نمیگذارد بیعدالتی خاموشش کند، از نهادهای ناکارآمد سرسختانه پاسخگویی میخواهد و نمیپذیرد که فقط قربانی تعریف شود. فرایند بهبود او عمداً آشفته است و میان لحظههای بیثباتیِ خودویرانگر و توانمندشدنِ سرسختانه و بیعذرخواهی در نوسان است. زیر شخصیت آتشینش آسیبپذیریِ عمیقی دربارهٔ اعتماد و نیاز درماندهای به بازپسگیریِ استقلالِ ربودهشدهاش نهفته است. داستان او واقعیت پیچیده و غیرخطیِ زنده ماندن از تعرض را در حالی برجسته میکند که برای تبدیلِ آسیب خصوصی به نیروی جمعی میجنگد. جسیکا قدرت رادیکالِ خشمِ بهحق را مجسم میکند و نشان میدهد بهبود واقعی اغلب از ما میخواهد خشممان را بپذیریم و از جهان تغییر بخواهیم.
الکس استندال
الکس استندال فردی شکننده، تحلیلی و بیشفکرکننده است که با وسواس پیامدهای کارهایش را درونی میکند. او بسیار بدبین است و زود دوروییِ همسالانش را افشا میکند و بر اشتباههای بهظاهر بیضرری تمرکز مییابد که زندگیها را ویران میکنند. خودبیزاریِ شدیدش معمولاً زیر سطح آرامآرام میجوشد و گاه چنان انباشته میشود که برای جلوگیری از آسیب بیشتر دست به اقدامی افراطی و برگشتناپذیر میزند. بااینحال، پشت بیتفاوتیِ طعنهآمیزش پسری نهفته است که احساس گناهِ بازمانده خردش کرده و درمانده میخواهد گرفتار و بهطور رسمی برای خطاهایش مجازات شود. داستان او وزن هولناک پشیمانی و ترس از رستگارناپذیر بودن به خاطر بیرحمیهای کوچکمان را برجسته میکند. الکس ماهیت ویرانگرِ احساس گناهِ حلنشده را مجسم میکند و نشان میدهد وجدانی بدون بخشیدنِ خود میتواند به زندانی مرگبار بدل شود.
English
Español
Português
Deutsch
Français
Italiano
Polski
Română
Українська
Русский
Türkçe
العربية
فارسی
日本語
한국어
ไทย
汉语
Tiếng Việt
Filipino
हिन्दी
Bahasa 