Skip to main content

توضیح INFP

"اگر خودت را رها کنی، به هیچ‌چیز نخواهی رسید."

INFPs آرمان‌گرا و رویاپردازان آزاداندیشی هستند که تحمل آسان‌گیرانه‌ای از خود بروز می‌دهند؛ تحملی که معمولاً باعث می‌شود دیگران احساس راحتی کنند و از حالت دفاعی خارج شوند. در تعاملات روزمره، اغلب گفته می‌شود که INFPs «لمس ملایمی» دارند، جایی که تلاش می‌کنند خود را با شرایط نامساعد تطبیق دهند یا از آن‌ها عبور کنند بدون اینکه باعث بحث یا درگیری شوند. این نگرش انطباق‌پذیر گاهی باعث می‌شود دیگران INFP را کمی زودگذر یا کم‌رنگ بپندارند، اما برای کسانی که واقعاً INFP را می‌شناسند، واضح است که این دیدگاه نادرست است.

در واقع، INFPs معمولاً مجموعه‌ای از باورها و علایق عمیقاً ریشه‌دار دارند که آن‌ها را با شدتی بسیار بیشتر از دیگران احساس می‌کنند. به طور خلاصه، مشکل آن‌ها این نیست که خیلی کم اهمیت می‌دهند، بلکه این است که خیلی زیاد اهمیت می‌دهند. از سوی دیگر، علایق و باورهای INFP عمدتاً در درون احساس می‌شوند، جایی که تجربه‌ی این ارزش‌ها عمیق‌تر و عمیق‌تر می‌شود تا به درجه‌ای از ژرفایی برسد که بلافاصله برای دیگران قابل دسترس نیست. بنابراین، در حالی که تقریباً همه‌ی INFPs شدت علایق درونی‌شان را مشترک دارند، با این حال تنوع قابل توجهی وجود دارد در اینکه هر فرد چگونه تصمیم می‌گیرد با باورهای درونی خود برخورد کند. برخی، همان‌طور که قبلاً ذکر شد، تمایل دارند از تعامل با دیگران جز با少数 معدود قابل اعتماد اجتناب کنند (که باعث می‌شود دیگران آن‌ها را figures صاف و prosaic بپندارند)؛ برخی هنرمند و شاعر می‌شوند و ارزش‌های شخصی‌شان را در جهانی موازی و خصوصی که خودشان ساخته‌اند بروز می‌دهند؛ برخی شجاعت پیدا می‌کنند که صحبت کنند و فریاد بزنند و به idealistهای پرشور و فعال برای هدفی که به آن باور دارند تبدیل شوند؛ و برخی دیگر به ترکیبی از این استراتژی‌ها متوسل می‌شوند.

به طور کلی، INFPs بیشتر علاقه‌مند به بودن عامل تغییر و تسهیل کاوش عمیق آنچه هر هم‌تیم فردی می‌تواند ارائه دهد هستند تا سازماندهی یا فرماندهی یک جنبش اجتماعی یا تعقیب جلوه‌های سنتی «منزلت اجتماعی». در واقع، همان‌طور که یک INFP однажды گفت: «من می‌خواهم تمام ساختارهای فاسد مربوط به قدرت و پول را تغییر دهم. می‌دانم که اشتباه است. اما اینکه با چه چیزی جایگزینش کنم، کوچک‌ترین ایده‌ای ندارم.»

حالا البته برخی INFPs ایده‌هایی درباره‌ی آنچه دوست دارند به جای ساختارهایی که با آن‌ها مخالف‌اند بگذارند دارند. اما به طور کلی – اگر با خودشان صادق باشند – بسیاری ندارند. به زبان ساده، بسیاری از INFPs به سادگی بیش از حد فردگرا هستند که خود را با چک و بالانس مسئله‌ی عمل جمعی مشغول کنند، جایی که باید idealism خود را گرو بگذارند و فرض کنند که (حداقل) برخی افراد آن‌قدر فاسد هستند که باید هر یک از آن‌ها را «یک کلاهبردار [با] هیچ هدف دیگری … جز منافع شخصی» فرض کرد، همان‌طور که دیوید هیوم گفته بود. به طور کلی، INFPs تمایل دارند رویکرد بسیار شخصی‌تری داشته باشند و – مانند جورج اورول، که خود را «آنارشیست توري» اعلام کرد – ممکن است در نهایت از مجموعه‌ای eccentric از ایده‌ها پشتیبانی کنند که هر کدام برای آن‌ها ارزش شخصی دارند بدون اینکه لزوماً در زنجیره‌ای منطقی وجود داشته باشند که یکی از دیگری نتیجه شود. دوباره، مانند اورول، INFPs تمایل دارند بیشتر توسط عامل انسانی انگیزه بگیرند تا سیستمی؛ بیشتر تحت تأثیر مشکلات و ارزش‌های فردی (چه مربوط به دیگران باشد یا خودشان) قرار می‌گیرند. به عنوان یک قاعده، چشم‌انداز سیاسی INFPs با حرکت از فرد به جامعه شکل می‌گیرد.

در قلمرو شخصی، INFPs اغلب افراد بسیار پذیرنده‌ای هستند و تمایل دارند شنونده‌های خوبی هم باشند. آن‌ها با دقت به نگرانی‌های مردم گوش می‌دهند و اغلب تلاش می‌کنند واقعاً آن‌ها را به عنوان افراد بشناسند. در حالی که اغلب با افرادی که خیلی خوب نمی‌شناسند خجالتی و محتاط هستند (و گاهی به خاطر این تمایل حتی با INTPها اشتباه گرفته می‌شوند)، اکثر INFPs همچنین سمت bubbly، جذاب و teasing بی‌گناهانه‌ای دارند که آن را در موقعیت‌های اجتماعی که اجازه می‌دهد احساس راحتی کنند آشکار می‌کنند. در حالی که گاهی در محیط‌های evaluative ظاهر فرهنگ شرکتی را به خود می‌گیرند و جدی و perfectionistic به نظر می‌رسند تا در جمع حل شوند، حالت ترجیحی‌شان معمولاً حالتی از spontaneity و ماجراجویی بیشتر است. بیشتر جستجوگر تا assessor، INFPs تمایل دارند spontaneity را در محیط اجتماعی‌شان قدردانی کنند و آن پیچ و تاب‌های غیرمنتظره‌ای که ممکن است به ماجراجویی جدید منجر شود. در بسیاری از جنبه‌ها، حتی می‌توانند ظاهری کودکانه و بی‌گناه داشته باشند، جایی که با حس تحسین و شگفتی به چیزهایی که به آن‌ها علاقه‌مندند نگاه می‌کنند – شگفتی‌ای که دیگران هم ممکن است در مقطعی از زندگی‌شان داشته باشند، اما جایی در بزرگسالی در درون‌شان مرده است. با این حال، هر چقدر هم کودکانه به نظر برسند، INFPs به ندرت در مورد intentions دیگران gullible هستند یا توسط تلاش‌های ساختگی برای تحت تأثیر قرار دادن‌شان فریب می‌خورند. هرچند ممکن است آن را نشان ندهند، اما به عنوان یک قاعده، افراد تأمل‌گر با حس خوب نسبت به دیگران هستند. آنچه اغلب فاقد آن هستند ابزارهایی است که دقیقاً بگویند چگونه چیزی آن‌ها را آزار داده یا توجیه کنند چرا چیزی نتوانسته آن‌ها را entusiasم کند. آن‌ها تمایل دارند افرادی با دنیای درونی غنی باشند، جایی که اغلب به جای تلاش برای تحمیل نظرشان بر چیزی در دنیای بیرون که برای‌شان اهمیت زیادی ندارد، به آنجا پناه می‌برند. در شکست در حق یک INFP، فرد بیشتر خطر عدم تعامل آن‌ها را به جان می‌خرد تا اینکه در معرض انتقاد صریح قرار بگیرد.