INTJها به زبان خودشان
"اگر شکست بخورم، حداقل به شیوهٔ خودم شکست خوردهام."
"در حالی که حیوانات با تطبیق خود با محیط اطرافشان زنده میمانند،
انسان با تطبیق دادن محیط اطرافش با خود زنده میماند."
"خیر چیست؟ هر چیزی که احساس قدرت را تقویت کند."
توصیف INTJها
"ترکیبی از نقاط کور عظیم و اصالت برقآسا."
"اندیشهٔ آنها هم به شدت انتزاعی است و هم به شدت ملموس."
"آنها نشان نمیدهند بلکه آشکار میسازند؛ بحث نمیکنند بلکه تصویری میبافند."
"معانی آنها متبلور نیستند بلکه در تصاویر و visions یکپارچه نهفتهاند و به صورت یک کل جداییناپذیر درک میشوند."
"اندیشهٔ آنها همچون جزر و مد کامل افکار و تصاویر و کلمات بلندمرتبه است. آنها از این تصاویر به عنوان پوششی استفاده میکنند تا خرت و پرت استدلال خود را بپوشانند."
"آنها به صورت نبوی تلاش میکنند تا قطعات را به یک کل ساختاری متحد کنند."
توسط رایان اسمیت و جسی جرویر
هرچند INTJ یکی از تحسینشدهترین تیپهای یونگی است، در عین حال یکی از بدفهمیدهشدهترین آنهاست. یونگ خود در مصاحبهای در سال ۱۹۵۷ گفت که تیپهای INJ بسیار کم درک شدهاند، اگر نگوییم صریحاً «دشوارترین» تیپها برای درک کردن.1
هنگامی که افراد تازه وارد حوزهٔ تیپشناسی یونگی میشوند، بیشترشان با مواد آموزشی مواجه میشوند که بدون هیچ ابهامی INTJ را نوعی ابر انسان نشان میدهد (مانند INTJ به عنوان «استاد ذهن منطقی»). با این حال، در آثار خود یونگ چنین ایدهآلسازی از تیپهای INJ دیده نمیشود. به نظر میرسد نوعی vulgarization از مفاهیم اولیهٔ یونگ رخ داده است.
در آنچه در ادامه میآید، ما تلاش میکنیم به INTJ آنگونه که نویسندگان اولیه — یونگ و شاگردانش فون فرانتس و ون در هوپ — آن را تصور میکردند، بازگردیم. تلاش میکنیم نشان دهیم که INTJ نه یک ابر انسان همهجانبه که «بهتر» از سایر تیپهاست، بلکه یک تیپ متمایز است که با مجموعهٔ متمایزی از فرآیندهای ذهنی مشخص میشود. ما همچنین مشاهدات خودمان از زندگی واقعی و همچنین مشاهدات از مکاتب دیگر مطالعات شخصیت را اضافه میکنیم.
"عقل تنها میتواند مسیرهایی را دنبال کند که تخیل ابتدا آنها را گشوده باشد"
INTJها متفکران مستقلذهنی هستند که اهداف روشن را شناسایی کرده و با قاطعیت آنها را دنبال میکنند. با تسلط تابع شهود جویای معنا انتزاعی بر زندگی ذهنیشان، INTJها به طور طبیعی برای دیدن امکانات نو و غیرمنتظرهای که همیشه برای دیگران قابل رؤیت نیست، تنظیم شدهاند. با این حال، از آنجا که شهود آنها با ترجیح اعمال ساختار بر جهان بیرونی (Te) همراه است، فاز تأملی که در آن INTJ به ایدهها میاندیشد و گزینهها را weighing میکند، معمولاً درونگرا و ناخودآگاه است و بنابراین به ندرت برای دیگران قابل مشاهده است.
این بدان معناست که حتی though INTJها دوست دارند به امکانات به صورت انتزاعی بیندیشند، آنچه بیشتر برای دیگران قابل مشاهده خواهد بود شخصیت تأملگر نخواهد بود. تا زمانی که INTJ آمادهٔ تعامل با دیگران شود، زمان تأمل معمولاً به پایان رسیده است. در عوض، آنچه دیگران در INTJ مشاهده میکنند معمولاً اصرار بر متقاعد کردن (بعضیها میگویند زور گفتن به) دیگران برای انجام دادن کارها به شیوهٔ درست است، یعنی شیوهٔ من، یعنی نسخهٔ واحدی از وقایع که INTJ پیش از تعامل با دیگران روی آن قفل کرده بود. بنابراین، هنگامی که دیگران با INTJها تعامل میکنند، ناگزیر تجربه میکنند که INTJها commandeering، compelling و منحصراً نگران اشاره به «آنچه باید انجام شود» هستند. تنها کسانی که INTJ را به طور صمیمی میشناسند خواهند دید که passion واقعی INTJ اندیشیدن به ایدهها و امکانات در ذهن خودشان است.
این تعامل بین تأمل در امکانات انتزاعی و دور در ذهن خودشان و سپس رفتار کردن با قطعیت مطلق و هدفمحور هنگام بودن در کنار دیگران است که باعث ایجاد doggedness افسانهای INTJ میشود. از میان همهٔ تیپها، INTJها احتمالاً سرسختترین و obstinateترین هستند.2 این با این حال، pure pig-headedness نیست؛ بلکه ناشی از ناتوانی در باز شدن به ورودی دیگران در حالی است که persona برونگرای آنها روشن است. بنابراین در شرایط ایدهآل، فرآیندی از تبادل ایدهها و هماهنگی برنامهها با یک INTJ باید اجازهٔ زمانی درونگرا بدهد تا INTJ عقبنشینی کند و خود را با آنچه گفته شده تطبیق دهد. اما متأسفانه، در دنیای واقعی، زمان اغلب کالای کمیابی است و بنابراین زمان درونگرای بسیار مورد نیاز INTJها اغلب لوکسی است که جهان نمیتواند (یا نخواهد) اجازه دهد. بنابراین:
- INTJها اغلب vision روشنی از یک هدف قابل دستیابی و همچنین برنامهای برای چگونگی تحقق آن دارند.
- در مقایسه با سایر تیپهای IN، INTJها اغلب با مهارتهای ارتباطی واضح blessed هستند (هرچند مانند همهٔ تیپهای IN، آنها تمایل دارند که بیان خود را frustrating بیابند زیرا هرگز نمیتوانند به طور کامل منظرهٔ ذهنی درونی خود را منتقل کنند).
- INTJها در drive خود برای تحقق اهدافشان به شیوهٔ خودشان dogged هستند، ترجیحاً با (اما در صورت لزوم برخلاف) wishes دیگران.
"ترکیبی از نقاط کور عظیم و اصالت برقآسا"
با توجه به ذهن مفهومی و همچنین اغلب داشتن mannerisms و سبکی که تمایل به کسب نمرات بالا در سیستم آموزشی دارد، بسیاری از INTJها به ایدهها و visions خود credence بسیار زیادی قائل میشوند. بنابراین، INTJها ممکن است در فرآیند پیگیری اهداف خود تمایلی به گوش دادن به ورودی دیگران نداشته باشند.
گاهی اوقات INTJ واقعاً تنها فرد smart و visionary در اتاق خواهد بود، اما در مواقع دیگر مخالفت qualified وجود خواهد داشت که INTJ تمایل دارد آن را نادیده بگیرد. همانطور که تاریخ به وضوح نشان میدهد، حتی درخشانترین افراد نیز گاهی ایدههای بد دارند، و بنابراین caveat برای INTJها این است که آنها، مانند همهٔ افراد دیگر، inevitably برخی ایدههای بد خواهند داشت (هرچند بیشتر ایدههایشان ممکن است sound باشد). این بدان معناست که به دلیل reluctance طبیعی INTJ برای دریافت ورودی دیگران، INTJها اغلب unqualified و qualified opposition را steamrolling یا نادیده میگیرند. روشهای جایگزین برای tackling همان مشکل گاهی prematurely رد میشوند، درست همانطور که جنبهٔ emotional موضوع گاهی برای «جای نگرفتن» در برنامهٔ کلی، آنگونه که توسط INTJ تصور شده، نادیده گرفته میشود.
از آنجا که Thinking آنها بر Feelingشان predominates، INTJها اغلب بر جنبهٔ منطقی یک مشکل تأکید میکنند و همچنین با دلایل منطقی برای پذیرش یا رد یک تصمیم خاص identify میکنند. با این حال، هر چقدر هم تلاش کنند، INTJها متفکران غالب نیستند.
هرچند تعداد کمی اعتراف میکنند، INTJها همچنین از Feeling برای weighing pros and cons یک موضوع استفاده میکنند. همانطور که سی. جی. یونگ به وضوح گفت، INJها مانند oracle و prophet رفتار میکنند — نه متفکران deductive. بنابراین fallacy perpétuel ادبیات تیپشناسی یونگی این است که INTJها تمایل دارند «سیستمهای دانش تخصصی» بسازند که خارج از خودشان وجود دارند (در واقع، این بیشتر کاری است که INTPها انجام میدهند). INTJها خودشان را پشت visionشان قرار میدهند؛ تا حدی آنها هستند visionشان.3
اگر INTJها واقعاً خود را بر اساس «سیستمهای دانش تخصصی» جهتدهی میکردند، همانطور که INTPها تمایل دارند انجام دهند، انتظار میرفت که آنها کنجکاوانهتر نسبت به critiques impartial از visions خود و همچنین correctives خارجی به آنها investigative باشند. اما از آنجا که شهود INTJ درونگرا است، INTJ عمدتاً علاقهمند به دیدن موضوع از یک زاویه در هر زمان است (آن زاویه معمولاً زاویهٔ خودشان است)، در حالی که INTP، در مقابل، از شهود برونگرا استفاده میکند و بنابراین تلاش میکند چندین viewpoint را همزمان درک کند.
این تضاد مسئلهٔ بهتر یا بدتر نیست، بلکه مسئلهٔ functioning روانشناختی است: جایی که INTJ اغلب برخی viewpoints را exclude میکند، INTP برخی facts را exclude میکند، که توسط این viewpoints به دست آمدهاند. به عبارت دیگر، INTP تلاش میکند همهٔ viewpoints ممکن را incorporate کند و سپس تنها برخی facts را برای تمرکز در تحلیل خود انتخاب کند. اما در مقابل، INTJ بر یک viewpoint تمرکز خواهد کرد که بیشترین yield کلی را اجازه میدهد، و سپس احساس اجبار میکند که همهٔ facts ذاتی آن viewpoint را درک کند.
بیشتر ادبیات تیپشناسی یونگی بنابراین نکتهای را از دست میدهد که INTJها هم شخصاً و هم emotionally درگیر visions خود هستند. این omission قابل درک است، با این حال، زیرا حتی خود INTJها نیز به ندرت conscious از passionate involvement هستند که پشت ایدههایشان قرار دارد — و تمایل ندارند که جنبهٔ passionate reasoningشان به آنها نشان داده شود.4 با این وجود، مقدار زیادی از passion Fi اغلب به championing و پیگیری visions آنها و همچنین دفاع tenacious از آنها میرود.
مثال کلاسیک از fiction یک INTJ dogged که باعث downfall خودش و همچنین peril کسانی که اطرافش هستند میشود، را میتوان در کتاب عالی (و فیلم) Dangerous Liaisons یافت. در اینجا Marquise de Merteuil چنان درگیر schemes خودش — چنان متمرکز بر ایدههای خودش — است که شکست میخورد در دیدن اینکه rival ظاهریاش، Vicomte de Valmont، واقعاً او را دوست دارد، حتی though آنها در حال quarreling هستند. علاوه بر این، Merteuil چنان درگیر machinations ذهنی خود است که حتی این fact را از دست میدهد که او نیز او را دوست دارد. همانطور که یونگ گفت، تیپهای INJ تمایل دارند بر plan یا vision خود به detriment واقعیت فوری تمرکز کنند.5 با توجه به امور interpersonal، به نظر میرسد این برای INTJ حتی بیشتر از INFJ صادق باشد.
البته باید گفت که، در Dangerous Liaisons، Marquise de Merteuil یک INTJ است که خود را با یک ENTP درگیر میکند و این دو تیپ bound به misunderstand کردن یکدیگر اغلب هستند. هرچند INTJ و ENTP disposition روانشناختی قوی برای شکستن status quo را به اشتراک میگذارند، آنها حتی یک function مشترک ندارند. بنابراین در حالی که INTJها و ENTPها در theory mindmates هستند، INTJ در practice تمایل دارد که با NFPها راحتتر click کند. در زندگی واقعی، unheard of نیست که یک INTJ یک دوست یا companion NFP پیدا کند تا به او کمک کند زندگی emotional خود را به شیوهای non-threatening probe کند که به INTJ اجازه میدهد control را حفظ کند. بنابراین:
- هنگام جنگیدن برای advancement ایدههایشان، INTJها اغلب stubborn تا حد pigheadedness هستند. با این حال، در حالی که ممکن است در اینجا و اکنون intensely convincing باشند، بلندمدت اغلب نشان میدهد که، در نهایت، INTJها هم ایدههای خوب و هم بد دارند — در زندگی واقعی، هیچ فرد یا تیپی بالاتر از occasional ایدهٔ بد نیست، حتی نه بزرگترین نابغههای ما.
- در سطح ظاهری INTJها coldly analytical به نظر میرسند، اما اگر کسی بتواند داخل سرشان peek کند، میبیند که workings درونی آنها بیشتر شبیه به یک prophet یا oracle است.6
- هرچند بسیاری از INTJها آن را انکار میکنند، Feeling و emotion در واقع بر reasoning آنها تأثیر میگذارند، درست همانطور که Introverted Feeling به championing و دفاع dogged از ایدههایی که آنها به عنوان مال خود ارائه میدهند، augment میکند.
- هرچند INTJها به ندرت اجازهٔ scrutiny خارجی از زندگی emotional خود را میدهند، آنها، مانند همهٔ انسانهای دیگر،确实 از paying attention به emotions خود و sorting out آنها سود میبرند.
"غیرممکن تنها تا زمانی غیرممکن بود که من اینجا رسیدم"
برای INTJها، وضعیت فوری本身 جالب نیست. وضعیت حال تنها به این اندازه جالب است که فرصتی برای INTJ ارائه میدهد تا از استعداد visionary خود برای innovate و revolutionize آیندهٔ fieldشان استفاده کند. در واقع، و شاید somewhat paradoxically، revolution و تغییر اغلب برای INTJ مهمتر از خود field است. در واقع، همانطور که فردریش نیچه однажды گفت، «نباید بیش از آنچه بتوان به صورت خلاقانه هضم کرد، دربارهٔ یک چیز بدانیم.»7
تنها تیپ دیگر به جز INTJ که شهود به عنوان function اول و Thinking به عنوان function دوم آن است، ENTP است. INTJ و ENTP احساس intense مشترکی دارند که status quo چیزی است که باید فوری از طریق innovation sweeping و grand بر آن غلبه کرد.8 اما از نظر function، INTJها و ENTPها mirror images یکدیگر هستند که، همانطور که ذکر شد، یکی از دلایل این است که آنها اغلب یکدیگر را confound و misapprehend میکنند.
از آنجا که INTJ آنجا که ENTP برونگرا است درونگرا است، urge blistering برای escape از status quo کمتر بلافاصله در INTJ قابل مشاهده است تا در ENTP. به همین ترتیب، از آنجا که ENTPها برونگرا هستند، به طور طبیعی بیشتر در جهان خارجی در خانه هستند، در حالی که INTJها در قویترین حالت خود هستند وقتی که میتوانند در ذهن خودشان به چیزها mull کنند. بنابراین، در حالی که ENTP تلاش خواهد کرد status quo را از طریق برخی تغییر grand در جهان خارجی، objective surmount کند، INTJ در عوض prone به پیشنهاد راهحلی خواهد بود که بر برخی تغییر در درک internal، subjective از وضعیت تکیه دارد.
در قویترین حالت خود، تمایل INTJ به قرار دادن premium بر عناصر internal یک وضعیت میتواند به strands کاملاً جدید اندیشه منجر شود (مانند Marxism، Post-structuralism، Social constructivism، Keynesianism، Platonism، Lutheranism و غیره). با این حال، در بدترین حالت خود، تمایل INTJ به تمرکز بر جنبهٔ ذهنی مسئله باعث میشود که آنها با یافتن یک perspective ذهنی جدید بر یک وضعیت objectively بد راضی شوند و سپس آن را همانطور رها کنند. چنین complacency میتواند INTJ normally decisive را به حالتی از inaction perpétual بکشاند که به طور مداوم با یافتن perspectiveهای ذهنی جدید و promising که زندگی درونی INTJ را stimulate میکنند در حالی که با این حال وضعیت خارجی را دقیقاً به همان بدی که همیشه بوده، prolong میشود. درست همانطور که تیپهای ESP گاهی خیلی سریع عمل میکنند، بدون توقف برای تأمل، تیپهای INJ ممکن است تمایل به over-reflect و over-perfect قبل از حرکت نهایی به عمل داشته باشند.9
یکی از دلایل این رفتار از طرف INTJ این است که function اولیهٔ آنها، Introverted Intuition، یک perceiving function است که همزمان imaginative و directed inwards است. به عبارت دیگر، آنچه INJها درون خود perceive میکنند به نظر آنها مهمتر و واقعیتر از هر دو وضعیت خارجی و viewpoints دیگران میآید. برای بسیاری از INTJها، چنین solipsism در نهایت به گونهای از narcissism تبدیل خواهد شد که میتواند مشکل خاصی برای INTJ باشد.10
در سطح interpersonal، تمایل Introverted Intuition به radically reshape کردن building blocks که از بیرون seize میکند، در حالی که توجه کمی به original intent نویسندگان آنها میدهد، همچنین میتواند به آنچه ما «predicament of authorship» مینامیم منجر شود، که به مشکل فلسفی Identity Over Time اشاره دارد: اگر من ایدهای از تو کپی کنم و آن ایده را در فرآیند radically تغییر دهم، آیا ایدهٔ من هنوز به نوعی ایدهٔ تو نیز هست؟ این سؤال بیش از ۲۰۰۰ سال مورد debate بوده است؛ اساساً یک مشکل metaphysical است. با توجه به تیپشناسی یونگی، اغلب چنین خواهد بود که INTJ stepping stone ایدهٔ خود را از بیرون به دست میآورد، آن را radically reshape و further develop میکند، و سپس آن را در نقطهٔ زمانی بعدی به جهان به عنوان ایدهٔ خود ارائه میدهد. در چنین سناریوهایی، دیگران اغلب احساس affronted خواهند کرد؛ گویی INTJ ایدهٔ آنها را d stole کرده و سپس purposefully از acknowledge کردن آن غفلت کرده است. اما همانطور که قبلاً ذکر شد، Introverted Intuition subjective و inwards-focused است: قبل از فکر کردن به اینکه از کجا آمده (اگر اصلاً خود را با این سؤال درگیر کند)، به اینکه ایده چگونه به consciousness خودش ظاهر میشود فکر میکند. این priority of own-consciousness برای هر دو INFJ و INTJ صادق است، اما در مورد INTJها، آنها اغلب intellectual monomaniacs به علاوه هستند: با being intensely preoccupied با vision خود از اینکه چیزها چگونه میتوانند باشند، و تکیه بر Introverted Feeling به جای Extroverted Feeling INFJ، INTJها تمایل دارند حتی دلیل کمتری برای occupy کردن خود با historical antecedents منابع الهام اولیهشان نسبت به INFJها ببینند. Mapping out past etchings ایده برای acknowledge کردن debt به آنها به سادگی برای drive tunnel-vision آنها relevant نیست.
از نظر narcissism، روانشناسان اکنون بیش از یک قرن مشاهده کردهاند که افراد narcissistic در coping با criticism مشکل دارند. هرچه narcissism pronouncedتر باشد، peril confronting فرد با criticism بیشتر است. این rule of thumb در مورد narcissistic INTJها تفاوتی ندارد. متأسفانه، حتی در مواردی که دوستان و خانواده با بهترین intentions برای confront کردن INTJ بیرون میروند، criticism otherwise constructive و earnest آنها از INTJ ممکن است همیشه به عنوان چنین «critics» تجربه نشود (۱) یک «retaliation» out-of-proportion از INTJ، که ممکن است حتی به criticism civil از intimates واکنش نشان دهد گویی declaration of war است، و (۲) «INTJ cutoff.» با توجه به «cutoff»، narcissistic INTJ ناگهان به طور فزایندهای برای critic «unavailable» میشود، و در موارد extreme INTJ حتی کاملاً از relation withdraw خواهد کرد. به عنوان یک phenomenon، «INTJ cutoff» ریشه در این fact دارد که INTJها inwardly بسیار sensitiveتر به criticism هستند تا certitude outward آنها پیشنهاد میکند. اما از نظر روانشناختی، certitude outer با vulnerability inner درهم تنیده است، زیرا هر کدام مستقیماً بر cusp دیگری قرار دارد. بنابراین:
- INTJها در شغلهای routine که هیچ امکانی برای sweeping innovation یا advancements به سمت اهداف بزرگتر ندارند، deeply discontented هستند. (هرچند ممکن است همیشه این را realize نکنند و بنابراین تلاش کنند rationalize کنند که جایی در خط شغل آنها确实 این prospects را ارائه میدهد، حتی though واقعاً اینطور نیست.)
- INTJها در fieldهایی thrive میکنند که بتوانند mental perspectives ingenious و novel interpretations از رویدادهای شناختهشده توسعه دهند. در بهترین حالت، این میتواند به strands کاملاً جدید اندیشه منجر شود. در بدترین حالت، این به inaction و inactivity در جهان خارجی منجر میشود زیرا INTJ به طور فزایندهای توسط narratives داخلی occupied میشود.
- بسیاری از INTJها traits Narcissistic نشان میدهند. اعتماد به نفس آنها باعث میشود که آنها natural leaders به نظر برسند، اما رهبری که نمیداند چگونه external situation را objectively size up کند میتواند peril هر گروه یا سازمانی باشد. چنین INTJهایی خوب است که خود را با Extroverted Perceivers (یعنی تیپهای Se یا Ne) متحد کنند.
- بسیاری از INTJها در recognizing original wellspring آخرین ایدهٔ grand خودشان مشکل دارند. INTJ ممکن است در واقع ایدهٔ شخص دیگری را considerably بهبود بخشیده باشد، اما برای دیگران عجیب خواهد بود وقتی که برای آوردن موضوع به توجه INTJ credited نمیشوند. (بسیاری از INTJها unaware هستند که آنها در حال بهبود ایدههای دیگران هستند — تنها تعداد معدودی اعتبار نمیدهند زیرا consciously contributions دیگران را downplay میکنند.)
درخشندگی مفهومی INTJها
برای بسیاری، INTJها میتوانند کمی impersonal rational beings به نظر برسند. این image-at-distance از INTJ وجود خود را مدیون این fact است که برای دیگران سخت است workings function غالب INTJ، Introverted Intuition را ببینند و درک کنند. با بودن هم rare، درونگرا، و subjective، trappings Introverted Intuition احتمالاً کسانی هستند که بیشترین unrecognized را در popular culture و میان psychological laymen دارند. بنابراین، در terms عملی، INTJها اغلب با INTPهایی که فقط به طور اتفاقی به یک analysis particularly compelling رسیدهاند، اشتباه گرفته میشوند. اما به طور کلی، Introverted Intuition صرفاً «نسخهٔ INTJ از Introverted Thinking» نیست: برخلاف INTPها، که تمایل دارند آنچه قبلاً وجود دارد را stock کنند و سپس آن را analyze کنند تا تعیین کنند چگونه از آنجا proceed کنند، Introverted Intuition چیزی است که به INTJ اجازه میدهد واقعاً بدرخشد، و آنها را قادر میسازد آیندهٔ یک field را به شیوهای truly conceptually divergent envision کنند که توسط priors آن bound نیست، به شیوهای که INTPها هستند.
INTJها دوست دارند مشکلات را intuit کنند. منظور ما از این این است که INTJها اغلب ترجیح میدهند کل structure حاکم بر مشکل را map کنند، به جای اینکه صرفاً با مشکل در فرم حال حاضر آن engage کنند، به شیوهای که تیپهای NTP اغلب انجام میدهند. INTJها این structure یک مشکل را push و prod میکنند تا limitations یا walls آن را با Te test کنند و سپس به آرامی mental model کل شکل structure را با Ni بسازند. سپس، once شکل کلی و pattern مشکل با Ni grasped شد و وجود آن به صورت empirically با Te mapped شد، INTJ قادر خواهد بود برای resolution یک مشکل با راهحلی که هم brilliant و هم simple است push کند.
این توانایی برای coming up با conceptually novel solutions به مشکلات از طریق engaging با structure مشکل در فرم خالص آن، و مطمئن شدن که راهحل پیشنهادیشان از طریق testing و examination valid است، چیزی است که insightful creativity را به INTJ اعطا میکند. بسیار اغلب آنها limits یک field را به عنوان exercise در understanding push میکنند، که میتواند آنها را در heart بسیار Promethean کند. آنها push و prod خواهند کرد و fire را از gods خواهند دزدید تا sum total capabilities انسانی را expand کنند.
این manner pushy که INTJها به طور مداوم چیزها (حتی افراد) را test میکنند میتواند برای دیگران strange، annoying، یا حتی intimidating به نظر برسد. اما این چیزی است که به INTJ اجازه میدهد درک کند که آیا pattern که در ذهن دارد hold خواهد کرد، یا بهتر، کشف یک pattern کاملاً جدید، که بسیاری از INTJها ultimately برای آن زندگی میکنند.
مراجع
- یونگ: C.G. Jung Speaking، Princeton University Press 1977 ed. p. 309
- مایرز و مایرز: Gifts Differing، CPP Books 1993 ed. p. 109، cf. Van der Hoop: Conscious Orientation، Routledge 1999 ed. p. 185
- Van der Hoop: Conscious Orientation p. 185, 187
- لوتر: De Servo Arbitrio، بخش CXXXIV، cf. Van der Hoop: Conscious Orientation p. 187
- یونگ: C.G. Jung Speaking p. 310
- یونگ: Psychological Types، Princeton University Press 1990 ed. §658
- نیچه: Philosophy in the Tragic Age of the Greeks، Regnery Publishing 1996 ed. p. 6، cf. یونگ: Nietzsche's Zarathustra، Princeton University Press 1988 ed. p. 145, 1043, 1082
- مایرز و مایرز: Gifts Differing p. 81
- یونگ: Psychological Types §663
- Van der Hoop: Conscious Orientation pp. 186-187
***
نگاهی دیگر به INTJ © رایان اسمیت و IDR Labs International ۲۰۱۴.
هنر جلد به طور خاص برای این انتشار از هنرمند Will Rosales سفارش داده شده است.
تصویر در مقاله به طور خاص برای این انتشار از هنرمند Darwin Cen سفارش داده شده است.
English
Español
Português
Deutsch
Français
Italiano
Polski
Română
Українська
Русский
Türkçe
العربية
فارسی
日本語
한국어
ไทย
汉语
Tiếng Việt
Filipino
हिन्दी
Bahasa