هنگام صحبت در مورد تیپشناسی و نظریههای شخصیت، متوجه میشوم که بسیار آسان است در چهار حرف نشاندهندهی تیپ شخصیت یا تعاریف گوناگون توابع شناختی غرق شدن. حتی آشتی دادن همهی این تعاریف و واقعیتها با نحوهی رفتار واقعی افراد در زندگی روزمره و اینکه یک تابع خاص، مثلاً Fi، وقتی در فرد ابراز یا تجلی مییابد چگونه به نظر میرسد، سختتر است. این کار وقتی سختتر میشود که بیشتر ادبیات MBTI و سایر متون روانشناختی تمایل دارند خشک یا انتزاعی باشند. در本质 آنها دربارهی جنبههای خاصی از روانشناسی و افراد صحبت میکنند، بدون اینکه واقعاً دربارهی افراد صحبت کنند.
به این منظور مایلم دیدگاه خودم را دربارهی ISFPها ارائه دهم. هدف من ارائهی یک بررسی کامل از ISFPها از دیدگاه بالینی و انتزاعی نیست. در عوض، مایلم دیدگاهی ارائه دهم از آنچه در دنیای واقعی دربارهی آنها متوجه شدهام.
ابتدا باید گفت که ISFPها احتمالاً از زیباترین افرادی هستند که تا به حال ملاقات خواهید کرد. منظورم فقط سطح ظاهری و فیزیکی نیست. فارغ از نوع بدن یا ویژگیهای ژنتیکیشان، اغلب بسیار زیبا به نظر میرسند — آنقدر که بسیار اغلب با مشکل افرادی مواجه میشوند که به آنها جذب میشوند اما لزوماً آنها را دوست ندارند یا به دلایلی که لزوماً درک نمیکنند.
جالبترین چیزی که دربارهی ISFPها متوجه شدهام، و شاید همان چیزی که تشخیص آنها را آسانترین میکند، این است که آنها Fi (تابع غالبشان) و Ni (تابع سومشان) را به شکلی بسیار ملموس تجسم میبخشند، به خاطر Se که تابع کمکیشان است. تیپهای دیگر که این توابع را ندارند، معمولاً Ni و Fi را جذاب و مرموز مییابند و شکایت میکنند که چقدر غنی و اسرارآمیز میتوانند باشند.
Fi همه دربارهی قضاوتهای عاطفی درونی قوی است که عموماً به صورت ایدهآلها متبلور میشوند، و Ni معمولاً با الگوهای درونی قوی سر و کار دارد که دربارهی جهان و انسانیت ادراک میشوند، اینکه همه چیز چه معنایی دارد و چگونه با هم جور درمیآیند. برای اطلاعات بیشتر دربارهی Fi و Ni، مقالهی قبلی من را اینجا ببینید.
وقتی زیبایی در ISFPها متمرکز میشود، اغلب به این دلیل است که آنها به نظر бессознательно archetypes مختلفی را با سبک خاص لباس پوشیدنشان و با مراقبتی که در تزئین فضای زندگیشان به خرج میدهند، تجسم میبخشند. منظورم این است که حتی اگر ویژگیهای مدل نداشته باشند، اغلب در نحوهی لباس پوشیدن و چیزهایی که خود را با آنها احاطه کردهاند زیبا هستند — این تمایل دارد کمی آدم را به درون بکشد.
ISFPها نه تنها خوب یا مد روز لباس میپوشند. بسیار اغلب به شکلی ساده و در سبکهایی لباس میپوشند که آخرین مد نیستند. همچنین، به خاطر درونگرا بودن، معمولاً دوست ندارند توجه زیادی به خود جلب کنند یا «داد بزنند». با این حال، اغلب به شکلی دلپذیر لباس میپوشند و یک تم متمایز را تجسم میبخشند که اغلب از طریق Ni سومشان به صورت یک archetype کلی人格سازی میشود — جادویی که آنها به کار میگیرند، جادویی آرام است.
ISFP در برابر INFP
تمایل به خلاق بودن و غیرمتعارف بودن در لباس پوشیدن، چیزی است که در INFPها نیز دیده میشود که مانند ISFPها، Fi غالب هستند. اما چون INFPها Ne دارند در حالی که ISFPها Ni دارند، INFPها معمولاً نمیتوانند تصویری archetypical به این اندازه متمرکز را برانگیزند که ISFPها قادر به آن هستند. در تجربهی من، معمولاً ISFPها هستند که توانایی channeling یک archetype خالص و داشتن نوعی charisma افسانهای دربارهی خود را دارند.
INFPها نیز به خاطر Fiشان به سبک بسیار متمایز و فردی لباس میپوشند، اما ترکیباتشان eclecticتر و متنوعتر خواهد بود و آنها تمایل دارند در چندین جهت همزمان برجسته شوند به خاطر Neشان. INFPها确实 idiosyncrasy of personal flair را برای ظاهرشان خواهند داشت، اما چون Ne به جای Ni دارند، سبک و زیباییشناسیشان بیشتر eclectic است تا archetypal. INFP ممکن است بر یک تم یا ظاهر تأکید کند، اما زیباییشناسیشان همیشه به دلیل Neشان تا حدی kaleidoscopic خواهد بود. تصویر archetypical خالص در جهان که دیگران را به درون میکشد و سرنخی به متعالی ارائه میدهد، privilege ISFP است.
INFP اینگونه میگوید:
مد برای ما آدمهای عجیب و غریب eccentric است. مد misfitها را در آغوش میگیرد و از طریق مد ما یکدیگر را در آغوش میگیریم. quirkiness ما سیگنالی است به یکدیگر و به جهان: ما nonconformist هستیم و مشکلی نداریم!
در حالی که رویای ISFP بیشتر این است:
جستجوی سبکی در قلمرو افسانه. خلوص دیگرworldly سبک که به من اجازه دهد حس juvenile romanticism و تصویر زیبا را آزادانه رها کنم.
ISFPها و Archetypeها
اگر به ISFPها نگاه کنید، معمولاً میتوانید حس archetype کلی که آنها تجسم میبخشند را دریافت کنید. برای مثال، یک ISFP که زمانی میشناختم appearance بسیار نرم و grounded داشت که در رنگهای خاکی و لباسهایی با برش کلاسیک لباس میپوشید. این فقط با لباس او نبود، بلکه با تمام spirit او بود که archetype روح طبیعت را تجسم میبخشید. charisma او آرام بود، اما همچنین قوی و serene و حاوی آن composure whimsical که fairies، dryads و nymphها اغلب در قصههای folk دارند.
ISFP دیگری که زمانی میشناختم appearance فوقالعاده گرم vintage nostalgic داشت و او این aesthetic را به شکلی کاملاً refreshing زنده میکرد. او روسی بود و گاهی feeling tone همراه او مثل چیزی مستقیماً از یک قصهی روسی بود. او archetype کودک گمشده را تجسم میبخشید — جوان، و با оттенکی از innocence؛ گرم و مهربان، اما همچنین با تمام nostalgia کودکی دربارهی خود.
برای هر دو ISFP، appearanceهای متفاوتشان فقط یک حس aesthetic یا حس شخصی سبک نبود. appearanceهای متفاوت و archetypeهایی که آنها channeling میکردند فقط یک pose نبود، بلکه بسیار یک substantiation از آنها و شخصیتهایشان بود. appearanceهای archetypical متفاوتشان گواهی بر backgrounds و کودکیهای متفاوت، مکانهایی که در آنها زندگی کرده بودند و ارزشهایشان، و همچنین علایق و تجربیاتشان بود. همهی اینها бессознانه از طریق lens enchanted همکاری Fi-Ni آنها با هم بافته شده بود و ارتباط archetypical آنها با Self را شکل داده بود.
مشکلات Archetype
جالبترین چیزی که دربارهی ISFPها متوجه شدهام این است که آنها archetypeها را برمیانگیزند بدون اینکه خودشان متوجه آن شوند. دیگران گاهی به ISFP جذب میشوند به خاطر archetypeای که در جهان نمایندگی میکنند و به همین دلیل ممکن است ISFP را بر اساس archetypeای که در او یا او میبینند، idealize کنند.
این ISFP را frustrate میکند. برای آنها، آنها فقط طبیعت خود را دنبال میکنند و به خودشان وفادار هستند. به افتخار آنها، اگر از دور به نظر برسد که فقط یکی دیگر از goth، hipster، emo یا stereotype زیرفرهنگی دیگر هستند، این به ندرت در صورت صحبت واقعی با آنها صادق است. اگر وقت بگذارید با آنها تعامل کنید و واقعاً بفهمید آنها دربارهی چه هستند، تقریباً همیشه خواهید دید که آنها به ارزشهای خودشان وفادار هستند نه به ارزشهای زیرفرهنگ یا گروهی که سبکشان شبیه به آن است.
چون حس آنها از آنچه زیبا است عموماً به emotions و perceptions درونی bound است، آنها تمایل دارند ارزشهایشان را یک امر intensely personal ببینند. ارزشهای آنها چیزی dear برای آنهاست که گاهی相当 protective از آن خواهند بود. این همچنین به این معنی است که وقتی واقعاً دربارهی ارزشهایشان صحبت میکنند، بیش از حد نگران این نخواهند بود که آیا پذیرفته میشوند یا نه (مانند آنچه کاربران Fe تمایل دارند باشند).
وقتی افراد به ISFP جذب میشوند به خاطر archetypeای که در او یا او میبینند، این اغلب میتواند برای ISFP frustrating باشد. چون افراد به archetypeای که دیدهاند جذب شدهاند، اغلب میخواهند ISFP متفاوت از آنچه واقعاً هست باشد، یا به نظر نمیرسد به self واقعی ISFP توجه کنند.
یک ISFP که زمانی میشناختم اغلب از وارد شدن به روابط با مردانی شکایت میکرد که هنگام اولین دیدار همه tough رفتار میکردند اما بعد از مدتی fall apart میکردند. به نظر من تا حدی basic بود: تصویر archetypical که او تجسم میبخشید برای این مردان بسیار alluring بود چون به نظر میرسید anima (سمت feminine Self) مرد archetypical tough guy را manifest میکند. این «tough guy»ها که archetype tough guy را خریده بودند، به شکلی love-at-first-sight عاشق او میشدند، دقیقاً مثل چیزی که در فیلمها میبینید. تقریباً میشد گفت چیزی اشتباه است. اگر Jung خوانده بودید میدیدید که آنها عاشق archetype damsel-in-distress شده بودند؛ well-meaning و physically attractive، اما frail و در نیاز به یک قهرمان. نکتهی جالب این بود که随着 عمیقتر شدن رابطهی این مردان با زن، همه شروع به نشان دادن frailty خودشان میکردند — آنها بودند که به یک قهرمان نیاز داشتند. آنها نیاز داشتند آن سمت selfشان را در personality conscious خود بگنجانند و به همین دلیل如此 به archetypeای که در او میدیدند جذب شده بودند. اما این همچنین به این معنی بود که چون آنها عاشق archetypeای شده بودند که او تجسم میبخشید نه خود او، این مردان تمایل داشتند در تعامل با self واقعی او مشکل داشته باشند.
در نهایت برخی از کارهای Jung دربارهی anima و animus و همچنین نظریههای Jung دربارهی archetypes و اینکه چگونه در روابطی که افراد به تصاویر archetypical که در دیگران میبینند جذب میشوند، عمل میکنند را به او نشان دادم. دلیل وقوع این اتفاق این است که آنها نیاز دارند آن جنبه از خودشان را در خود بگنجانند. او واقعاً به Jung و نوشتههایش علاقهمند شد و avid reader او و نوشتههای intuitiveترش شد.
ارزشهای درونی ISFPها
جنبهی جالب دیگر ISFPها این است که آنها همچنین در هنرهای visual talent دارند جایی که توجه بسیار fine به detail دارند و به راحتی به خاطر Sensation Extroverted ثانویهشان مهارت عالی توسعه میدهند. Introverted Feeling تضمین میکند که آثار هنریشان tends to be emotionally evocative باشد، و با Introverted Intuition که سومشان است، هنرشان tends to have a surprising amount of raw depth and symbolism دارد. «raw» میگویم چون گاهی حتی خود ISFPها متوجه نمیشوند و کاملاً aware از نمادهای archetypical که با آنها کار میکنند نیستند. آنها فقط نمادهایی را که با آنها کار میکنند appealing یافتند، یا احساس connection به یک نماد خاص کردند، پس آن را برمیدارند و به عنوان راهی برای expressing feelings introverted عمیقاً held خود استفاده میکنند.
تمایل طبیعی آنها به artistry به شرایط خودشان فکر میکنم بخشی از دلیل این است که ISFPها گاهی به عنوان N types به نظر برسند یا به نظر آیند، حتی though Ni فقط تابع سومشان است. ISFPها اغلب برخی beliefs spiritual خصوصی و deeply emotional را entertain یا hold میکنند، چه ideals New Age، Jungianism و روانشناسی، passion برای environmentalism و طبیعت، یک religion خاص، یا چیز دیگری. چون ISFPها concerned با «falling in line» نیستند، adherence آنها به creedشان tends to be nuanced و personalized است. و چون ISFPها Fi dominant هستند، این به این معنی است که حتی اگر religious یا spiritual باشند، تمایل دارند beliefs خود را در سطح personal تمرین کنند نه در سطح societal یا گروهی. اگر ISFP به کسی close باشد، گاهی open up میکند و دربارهی ارزشهای درونیاش صحبت میکند. وقتی ISFP به این شکل open up میکند، معمولاً نشانهی اعتماد بسیار بزرگ است. برای آنها، این فقط بحث دربارهی ارزشها نیست، بلکه راهی برای sharing self درونیشان است.
چون خودم intuitive type هستم،自然اً وقتی دربارهی آنها صحبت میکنم capabilities intuitiveشان را اول stress میکنم. با این حال، اگر با ISFPها صحبت کنید، خواهید یافت که به طور کلی، آنها همچنین دوست دارند دربارهی چیزهای day-to-day، آنچه اطرافشان میگذرد، آنچه currently busy doing هستند و most recent fun که داشتهاند صحبت کنند، چه hanging out، رفتن به beach، hiking یا تجربهای مشابه. به عبارت دیگر، sensation عنصر قویتری در آنها نسبت به intuition است؛ آنها بسیار sensation type هستند. آنها mind talking دربارهی چیزهای abstractتر زندگی را ندارند، اما در نهایت روز آنها به همان اندازه inclined به просто انجام دادن چیزها هستند که به صحبت کردن دربارهی آنها به شکل abstract.
پس در حالی که endeavors هنریشان میتواند symbolic depth زیادی داشته باشد، اغلب بیشتر نتیجهی این است که آنها просто از فرآیند creative لذت میبرند — جایی که «آنچه ایجاد میکنند را دوست دارند و آنچه دوست دارند را ایجاد میکنند» — نه اینکه ISFP بخواهد artwork نمایندهی یک grand theory یا artistic idea باشد.
به همین دلیل بود که Bob Dylan famously گفت دربارهی meaning آهنگهایش، «هیچ پیام بزرگی وجود ندارد» — او فقط آنها را نوشت چون حس میکرد، به شکلی که برای او خوب به نظر میرسید. و همانطور که David Keirsey اشاره کرده است، وقتی intuitive types به lyrics Dylan گوش میدهند، با symbolic content که به خاطر Ni Dylan آنجا هست connection برقرار میکنند و فکر میکنند که عنصر symbolic باید به همان اندازه central به تجربهی Dylan از موسیقی باشد که برای آنها central است. اما حقیقت این است که Dylan تاریخ splendid of turning down سؤالات conceptual از افرادی دارد که intimacy او را به دست نیاوردهاند و اینکه او اغلب irritated و defensive به نظر میرسد وقتی reporters میخواهند در سطح intellectual با او engage شوند. irritation سرنخی ارائه میدهد به آنچه در ذهن Dylan میگذرد: این افراد حق engage با inner world of values او را به دست نیاوردهاند. در چشم Dylan، این افراد کاملاً rudely رفتار میکنند با假设 اینکه میتوانند просто اینگونه به sphere of confidence او jump کنند.
خویشاوندی ISFPها و NTJها
آخرین چیز عجیبی که در کارم روی تیپ Jungian متوجه شدهام این است که به طور کلی، NTJها kinship عجیبی با ISFPها تجربه میکنند. اغلب وقتی با یک ISFP صحبت میکنید، خواهید یافت که آنها یک NTJ friend نسبتاً close در social circle خود دارند، و هرچه older باشند، NTJ friend بیشتر «the odd one out» در مقایسه با بقیهی دوستانشان خواهد بود.
این kinship به ویژه در رابطهی آنها با INTJها evident است: علیرغم differences obvious بین ISFPها و INTJها، آنها همچنین به نظر میرسد rough understanding طبیعی از یکدیگر دارند که به هر دو طرف naturally میآید. این partially به این دلیل است که هر کدام در تابع tertiary (یا «child») دیگری dominant هستند، پس هر کدام میتوانند understanding fuller و matureتر از تابع aspirational خود را به دیگری اعطا کنند. جایی که افراد اغلب loath به deal با inferior function خود هستند، tertiary function tends to hold یک childish optimism و innocence برای آنها. ISFPها و INTJها واقعاً میتوانند به این شکل understanding به یکدیگر اعطا کنند.
همچنین، مانند INTJها، ISFPها اغلب میتوانند incredibly emotionally distant به نظر برسند. حتی though آنها feeling type هستند، still waters run deep با ISFPها. internal depth of emotion آنها میتواند如此 overpowering باشد که اغلب فقط یک mask assume میکنند جایی که emotion زیادی express نمیکنند، مگر اینکه کسی آنها را personally بشناسد. اگر در sphere of confidence آنها نباشید، emotion آنها را فقط indirectly، در نحوهی لباس پوشیدن و appearance archetypicalشان، و شاید در نحوهی عمل کردنشان در times خواهید دید. اما از نظر direct emotional expression، ISFPها تمایل دارند خیلی subtler و mutedتر از دیگر feeling typeها باشند، که دوباره دلیل دیگری است که intuitive typeها، که biased against sensation هستند، تمایل دارند آنها را «one of their own» اشتباه بگیرند.
معمای Existential Fi-Ni
شباهت دیگر بین ISFPها و INTJها این است که، بدون development حضور extroverted قوی، هر دو خطر گم شدن در یک loop از Fi و Ni را دارند جایی که فرد کاملاً از inward perception و sentiment زندگی میکند بدون anchor برای relate کردن آن به external world. هر دو ISFP و INTJ میتوانند really hard time داشته باشند وقتی در یک introverted feedback loop بین Fi و Ni گیر میافتند.
هر دو ISFP و INTJ میتوانند really hard time داشته باشند وقتی در یک introverted feedback loop بین Fi و Ni با عدم حضور extroverted برای counteract آن گیر میافتند.
اگر خیلی طولانی ادامه یابد، conundrum راه به existential despair میدهد و ممکن است فرد را به حالتی از anxiety ببرد جایی که احساس میکند либо جهان کاملاً meaningless است یا اینکه او هیچ role meaningful برای بازی در جهان ندارد و «fit in» نمیکند.
Ni اغلب بسیار valuable است وقتی نوبت به ارائهی abstract understanding از meaning یک occurrence میرسد. اما از طرف دیگر، Ni میتواند troublesome هم باشد چون نمیتواند متوقف شود از looking for meaning در یک occurrence. به ویژه وقتی Fi و Ni هر دو conscious در یک تیپ هستند، فرد اغلب به deep connection با چیزی external که بتواند greater than themselves در نظر بگیرد، نیاز خواهد داشت.
شناختن این نیاز در ISFPها آسانتر از INTJهاست. همانطور که قبلاً ذکر شد، ISFPها اغلب به یک مجموعهی خاص از beliefs، یک religion، یا یک teacher یا guru خاص adhere میکنند. indulgence آنها در چنین موضوعاتی گاهی hazy به نظر میرسد، اما این دوباره به این دلیل است که Ni آنها tertiary است — raw و somewhat childlike.
اینکه این با INTJها هم رخ میدهد ممکن است در ابتدا سخت باشد تشخیص داد، اما از خود بپرسید چرا INTJها如此 اغلب نیاز دارند champion یک vision، یک مجموعه ایده، یا یک solution خاص به یک مشکل به عنوان تنها truth ممکن — preferably در singular و با capital T.
در INTJها، با این حال، Fi raw و childlike است در حالی که Ni آنها اغلب相当 precise است. پس specifics فرآیند bound به ظاهر شدن مثل mirror images از یکدیگر هستند. اما در هر دو مورد، underlying psychological mechanism یکسان است: Feelings of cosmic meaninglessness با imbuing certain ideas with meaning و championing این ایدهها بر دیگران دفع میشوند.
ISFPها همیشه کمی ethereal و elusive به نظر من میرسند در times، اما مانند INTJهایی که Introverted Feeling خود را توسعه دادهاند، اغلب inner world غنی دارند. به طور کلی ISFPها incredibly empathetic people هستند که خیلی deeply دربارهی آنچه برای آنها important است care میکنند و گاهی special bond با animals دارند. یک ISFP friend که میشناسم که با Jungian Typology آشنا بود از من میپرسید آیا ممکن است animals را type کرد و میخواست همهی petsش را type کند. و در حالی که دقیقاً نمیگویم ممکن است animal را با typology Jung type کرد، اگر یک نفر بود که میتوانست این کار را بکند، احتمالاً او بود.
***
نگاهی دیگر به ISFP © Jesse Gerroir and IDR Labs International 2013.
Cover art به طور خاص برای این انتشار از هنرمند Will Rosales سفارش داده شده است.
توسط Jesse Gerroir
English
Español
Português
Deutsch
Français
Italiano
Polski
Română
Українська
Русский
Türkçe
العربية
فارسی
日本語
한국어
ไทย
汉语
Tiếng Việt
Filipino
हिन्दी
Bahasa